آهنگ جديد و بسيار زيباي ابليس با صداي مهدي مقدم ( Sodas )
آهنگ جديد و بسيار زيباي ابليس با صداي مهدي مقدم ( Sodas ) با سه كيفيت متفاوت | Exclusive |
( تنظيم : رضا كيهاني )

آهنگ جديد و بسيار زيباي ابليس با صداي مهدي مقدم ( Sodas ) با سه كيفيت متفاوت | Exclusive |
( تنظيم : رضا كيهاني )

این گیسو پریشان كرده بید وحشی باران . . .
یا نه دریاییست گویی واژگونه بر فراز شهر . . .
شهر سوگواران ...
هر زمانی كه فرو میبارد از حد بیش ...
ریشه در من میدواند پرسشی پیگیر با تشویش رنگ این شبهای وحشت را، تواند شست آیا از دل یاران ...
چشمها و چشمهها خشكند، روشنیها محو ...
در تاریكی دلتنگ، همچنانكه نامها در ننگ ...
هر چه پیرامون ما غرق تباهی شد ...
آه باران ای امید جان بیداران ...
بر پلیدیها كه ما عمریست در گرداب آن غرقیم ...
آیا چیره خواهی شد؟
آهنگ جدید ، شاد و بسیار زیبای پیروز به نام بریم اهواز . با 2 کیفیت ... | Exclusive |

تنها وصیت او این بود:
« بگویید بر گورم بنویسند:
زندگی را دوست داشت
ولی آن را نشناخت
مهربان بود
ولی مهر نورزید
طبیعت را دوست داشت
ولی از آن لذت نبرد
در آبگیر قلبش جنب و جوشی بود
ولی کسی بدان راه نیافت
در زندگی احساس تنهایی می نمود
ولی هرگز دل به کسی نداد
و خلاصه بنویسید:
زنده بودن را برای زندگی دوست داشت
نه زندگی را برای زنده بودن »
Fereidoun Foroughi's testament
His only testament was this:
« Please write on my tomb:
He liked the life
But didn't know it
He was kind
But didn't treat kindly
He liked nature
But didn't enjoy it
There was a motion in his heart's lake
But no one could come in
He felt lovely in his life
But never fell in love
And finally write:
He liked existing for life
Not life for existing »
1. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
2. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بی شخصیتاند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمیآیند. مرده و زندهاشان یکی است.
3. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند
آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما میمانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
4. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند
شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم. باز میشناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند. اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
بدون نگاه کردن به جوابها این تست را انجام دهید
۱- یک عدد از ۱ تا ۹ انتخاب کنید.
۲- آنرا در عدد ۳ ضرب کنید.
۳- حاصل را بعلاوه ۳ کنید.
۴- دوباره حاصل را در ۳ ضرب کنید.
۵- یک عدد ۲ یا ۳ رقمی بدست آورده اید
۶- ارقام عدد خود را با هم جمع کنید (مثلا اگر عددتان ۱۸ است ۱ را با ۸ جمع کنید)
۷. حالا به پایین صفحه نگاه کنید..........
حالا با توجه به عدد بدست آمده و لیست زیر ببینید الگوی شما در زندگیتان کیست؟

۱. انیشتین
۲. سقراط
۳. بوعلی سینا
۴. افلاطون
۵. گالیله
۶. خیام
۷. خواجه عبدالله انصاری
۸. ملاصدرا
۹. من (نويسنده اين وبلاگ)
۱۰. فردوسی
اینقدر عددهای متفاوت رو هی امتحان نکن.... باهاش کنار بیا عزیزم... من الگوی زندگی تو هستم

آهنگ جديد و بسيار زيباي ماني با نام خيانت با سه كيفيت متفاوت
ایده راه اندازی این کتابخانه از سوی سازمان یونیسکو ارائه شده است و به کمک کتابخانه کنگره آمریکا که بزرگ ترین کتابخانه جهان است، راه اندازی می شود.کتابخانه ها و مؤسسات فرهنگی از کشورهای مختلف جهان از جمله انگلستان، برزیل، چین، مصر، فرانسه، روسیه، ژاپن، عربستان و آمریکا از لحاظ تأمین مطالب و کمک فنی در این پروژه مشارکت داشته اند. کتابخانه دیجیتال جهانی به آدرس www.worlddigitallibrary.org از روز اول اردیبهشت برای کاربران جهانی در دسترس خواهد بود.

این برنامه در دو قسمت با نام قیژک کولی در دستگاه شور مایه دشتی ساخته حمید متبسم و خورشید آرزو در دستگاه بیات اصفهان ساخته سعید فرجپوری اجرا میشود .
برنامه کنسرتها در اروپا:
برنامه کنسرتها در امریکا و کانادا:

آلبوم جدید و زیبای مهران درویش با نام با تو یک رنگم.. با 2 کیفیت

تيتراژ پاياني مجموعه اشكها و لبخندها با صداي مهران زاهدي با 2 كيفيت
شاعر : دكتر افشين يدالهي

آهنگ جدید ، فوق العاده زیبا و شاد علیرضا به نام توون (ورژن جدید) . با 3 کیفیت متفاوت...




آلبوم جدید و فوق العاده زیبا و شاد شهاب تیام با نام ضربان . با 4 کیفیت

اینهم از نت چهارمضراب شور سنتوری که درخواست داده بودید.
چهارمضراب ساده تر از این دیگه وجودنداشت وانصافا نوشتن نتش خیلی وقت گیره.
امیدوارم استفاده لازم رو ببرید.

از اینجا دانلود کنید
(کمال الدین فاطمی)
برگرفته از وبلاگ سیاه مشق
آلبوم جديد و بسيار زيباي امير كريمي ( آرس ) با نام جاي منو خالي كن . با 4 كيفيت

آلبوم جدید و فوق العاده زیبای یانی به نام Voices 2009 با دو کیفیت

آلبوم جديد و بسيار زيباي كامبيز وثوقي با نام شب زده . با 4 كيفيت
( تنظيم شهاب حسيني . البرز موسي پور / كامبيز وثوقي پسر چنگيز وثوقي بازيگر سينما مي باشد )

آهنگ جديد و بسيار زيباي يلدا با نام وارونه با سه كيفيت متفاوت


میشه خدا رو حس کرد تو لحظه های ساده
We can feel the God, in very simple moments
تو اضطراب عشق و گناه بی اراده
In the loves anxiety and the undesired sin
بی عشق عمر آدم بی اعتقاد میره
Man’s life will go for nothing without love
هفتاد سال عبادت، یک شب به باد میره، یک شب به باد میره
And 70 years of praying will be lost just in one night, just in one night
وقتی که عشق آخر تصمیمشو بگیره
When all is set and done for love
کاری نداره زوده، یا حتی خیلی دیره
It doesn’t care whether it’s soon or it’s too late
ترسیده بودم از عشق، عاشق تر از همیشه
I was afraid of Love, while I was so in love than ever
هرچی محال می شد، با عشق داره میشه،
Whatever was impossible is getting possible with love
انگار داره میشه
Sounds like it’s getting possible
عاشق نباشه آدم حتی خدا غریبست
When you’re not in Love, even God is a stranger
از لحظه های حوا، هوا میمونه و بس
And the man’s life is fruitless
نترس اگه دل تو از خواب کهنه پاشه
Don’t be afraid if your heart wakes up from an old dream
شاید خدا قصتو از نو نوشته باشه، از نو نوشته باشه
My be God has written your story from the beginning
وقتی که عشق آخر تصمیمشو بگیره
When all is set and done for love
کاری نداره زوده، یا حتی خیلی دیره
It doesn’t care whether it’s soon or it’s too late
ترسیده بودم از عشق، عاشق تر از همیشه
I was afraid of Love, while I was so in love than ever
هرچی محال می شد، با عشق داره میشه،
Whatever was impossible is getting possible with love
انگار داره میشه
Sounds like it’s getting possible
آهنگ جدید و بسیار زیبای بابک جهانبخش به نام سخته . با 3 کیفیت

آهنگ جديد و فوق العاده زيباي محسن يگانه با نام اِنـدِ خلاف ... با 3 كيفيت اورجينال
( اين آهنگ قبلا با كيفيت پائين و به شكل ريميكس , تكرار يك دقيقه اول آهنگ پخش شده بود . اكنون مي توانيد با كيفيت اورجينال و اصل با اجراي سازه هاي زنده ويولون و گيتار الكترونيك , دانلود نمائيد )
( گيتار الكترونيك : مسعود همايوني , ويولن : عماد رضا نكوئي )

دو آهنگ جديد و بسيار زيبا از مهدي شكوهي . با 3 كيفيت
( اين دو آهنگ به سفارش شبكه سوم سيما ساخته شده است و به زودي پخش خواهد شد . )
( تنظيم : حميد اكبرزاده )

پیرمرد: معلومه که نه.
- چرا آقا...مگه چی ازتون کم میشه اگه به من ساعت رو بگین؟؟
- یه چیزایی کم میشه...و اگه به تو ساعت رو بگم به ضررم میشه.
- ولی آقا آخه میشه به من بگین چه جوری؟؟
- ببین اگه من به تو ساعت رو بگم مسلما تو از من تشکر می کنی و شاید فردا دوباره از من ساعت رو بپرسی نه؟؟
- خوب...آره امکان داره.
- امکانش هم هست که ما دو سه بار یا بیش تر باز هم همدیگه رو ملاقات کنیم و تو از من اسم و آدرسم رو هم بپرسی.
- خوب...آره این هم امکان داره.
- یه روزی شاید بیای خونه من و بگی داشتم از این دور و ورا رد می شدم گفتم یه سری به شما بزنم و منم بهت تعارف کنم بیای تو تا یه چایی با هم بخوریم و بعد این تعارف و ادبی که من به جا آوردم باعث بشه که تو دوباره بیای دیدن من و در اون زمانه که میگی به به چه چایی خوش طعمی و بپرسی که کی اونو درست کرده.
- آره ممکنه.
- بعدش من به تو میگم که دخترم چایی رو درست کرده و در اون زمان هست که باید دختر خوشگل و جوونم رو به تو معرفی کنم و تو هم از دختر من خوشت بیاد.
- لبخندی بر لب مرد جوان نشست.
- در این زمان هست که تو هی می خوای بیای و دختر منو ملاقات کنی و ازش می خوای باهات قرار بذاره و یا این که با هم برین سینما.
- مرد جوان از تجسم این موضوع باز هم لبخند زد.
- دختر من هم کم کم به تو علاقمند میشه و همیشه چشم انتظارته که بیای و پس از ملاقات های مکرر تو هم عاشقش میشی و ازش درخواست می کنی که باهات ازدواج کنه.
- مرد جوان دوباره لبخند زد.
- یه روزی هر دوتاتون میایین پیش من و به عشقتون اعتراف می کنین و از من واسه عروسیتون اجازه می خواین
- اوه بله...حتما و تبسمی بر لبانش نشست.
- پیرمرد با عصبانیت به مرد جوان گفت: من هیچ وقت اجازه نمیدم که دختر دسته گلم با آدمی مثل تو که حتی یه ساعت مچی هم نداره ازدواج کنه...می فهمی؟ و با عصبانیت دور شد.
آلبوم جديد و زيباي مهدي چقاكبودي با نام محكوم با دو كيفيت متفاوت
آهنگ جديد و فوق العاده زيباي محسن يگانه با نام چوپون دروغگو . با 3 كيفيت
( اين آهنگ چندي پيش با كيفيت نا مطلوب و ناقص پخش شده است . اكنون با كيفيت بالا و بصورت كامل مي توانيد اين آهنگ شنيدني را دانلود نمائيد . پس از دانلود تفاوت را احساس خواهيد كرد )
آهنگ جديد و بسيار زيباي دلواپسم نباش با صداي نيما مسيحا با سه كيفيت
***
- بابا
- بعله ؟
- من مي خوام به دنيا بيام
- به من چه بچه .. به مامانت بگو
- بابا
- هان؟
- من شير مي خوام
- لا اله الا الله
- بابا
- چته ؟
- من ازون ماشين کوکي هاي قرمز مي خوام
- آروم بگير بچه
- بابا
- اههههه
- من پول مي خوام
- چي ؟؟؟؟ !!!
- بابا
- اوهوم ؟
- منو مي بري پارک ؟
- من ماشينمو نمي برم تو پارک تو رو ببرم ؟
- بابا
- هان ؟
- من زن مي خوام
- اي بچه پررو .. دهنت بو شير مي ده هنوز
- بابا
- ....
- من جيش دارم
- پوففف
- بابا
- درد
- من زن نمي خوام
- به درک
- بابا
- بلا
- تقصير تو بود که من به دنيا اومدم يا مامان
- تقصير عمه ات
- بابا
- زهرمار
- من يه اتاق شخصي مي خوام
- بشين بچه
- بابا
- مرض
- منو دوس داري
- ها ؟
- بابا
- ...
- بابا
- خررر پفففف
- بابا
- خفه
- بابا
- ديگه چته ؟
- من مامانمو مي خوام
- از اول همينو بگو ... جونت در بياد
آلبوم جديد و بسيار زيباي افشين سياهپوش با نام برهوت با 2 كيفيت متفاوت
دستتو مشت کن ...
مشته؟
مشته مشته ؟
حالا محکم بزن تو چشمت تا کور بشی دوریمو نبینی !
ميدوني پشه چند تا دندون داره ؟؟
.
.
43 تا
.
.
شک داري ؟ برو بشمار
مهم نیست كه با چه لباسي مياي، مهم نيست كه با چه ماشيني مياي، مهم نيست كي مياي ...
فقط بيا اين آشغالارو از جلوي در بردار، بو ميده !
من این اس ام اس رو نفرستادم٬ موبایلم خودش فرستاد٬ مثل اینکه موبایلم خاطر خواه موبایلت شده !
زندگی چیه ؟ زندگی عشقه، عشق چیه ؟ عشق بوسیدنه، بوسیدن چیه ؟ بیا اینجا بهت بگم !!!
زندگي دو چيز به من آموخت . . .
که هرچي فکر مي کنم يادم نمياد چي بود!
مي دونيد چرا در بعضي جاها در مراسم عروسی داماد رو روي اسب مينشونند؟ خب واسه اين كه آخرين شانس فرار رو هم به اون داده باشند!
زندگی را نمی توان تحمل کرد، مگر آن که اندکی دیوانگی چاشنی آن کرد.
گه گفتی امروز چه روزیه ؟
بگو دیگه !
زیاد فکر نکن ! امروز همون روزیه که دلم برات تنگ شده !!!
عشق یعنی اینکه وقتی میخوای برسونیش ٬ رادیو پیام رو روشن کنی
و ببینی کدوم مسیر پر ترافیک تره !
عشقی که تنها با یک نگاه آغاز میشود ، با شناخت سست و سست تر میشود
ولی عشقی که با شناخت آغاز میشود با هر نگاهی عمیق و عمیق تر میشود . . .
2تا گل بگیر دستت ، یکی دست راست ، یکی دست چپ
ولی من گل وسطی رو دوست دارم !
عشق یعنی اینکه وقتی میخوای برسونیش ٬ رادیو پیام رو روشن کنی
و ببینی کدوم مسیر پر ترافیک تره
آن شب که شد زندگی ما آغاز ، آغاز شد افسانه این سوز و گداز
دادند به ما دلی گفتند بسوز ، دیدند که سوختیم گفتند بساز . . .
دل تمنا میکند تا من بسازم خانه ای / عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای !؟
من و تو از تبار بی کسانیم / در این غوغا چه کس را کس بدانیم
کسی نشنید فریاد کمک را / کمک کن تا برای هم بمانیم
اگر لیلی به مجنون داده میشد / دگر هیچ عاشقی رسوا نمیشد
من که پشت پا زدم به هرچه هست و نیست
تا که کام او ز عشق خود روا کنم
خود را نمیبخشم ، اگر که زین پس به عاشقان وفا کنم . . .
یافتن میلیون ها دوست معجزه نیست ، معجزه توئی که بین میلیون ها دوست ، تکی !
بزرگ ترین درد دنیا اینه که بدونی پناه لحظه هات . پناه دیگری دارد . . .
سلام ای بی وفای بی مرووت / سلام ای ساز گیتار محبت
سلام کردم نگی تو بی وفائی / وگرنه ما که عاشقیم بی مرووت !!!
نگاهی کرد و در به در کرد ، یقین کرد عاشقم بعدش سفر کرد
شکسنی خورد و آمد تا بماند ، ولی من رفته بودم ، او ضرر کرد . . .
میروم دیگر شما یادم کنید / من که رفتم این غزل ها را شما دفتر کنید
میروم تا دل نبندم دل به خوبی هایتان / باز هم دل بستم و زخمی شدم ، باور کنید . . .
خسته در حبس زمینم ، ماه من یادم کن
به نگاهی ، به پیامی ، سخنی شادم کن !
تو رفتی و من شدم لحظه شمارت / دو قطره اشک مانده یادگارت
اگر برگشتی و من را ندیدی / بدان که مرده ام از انتظارت . . .
باز هم ثانیه ها اسم تو را جار زدند و دقایق امشب یه تو تکرار زدند
سکوتی که در این عقربه ها میچرخید ، نکند در دل تو اسم مرا دار زدند
کاش میدانستی آن کس که در تو امید به زندگی را پرورش میداد ، خودش محتاج
قطره ای از باران محبت بود
در طوفان زندگی ، با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است . . .
ای اشک ، آهسته بریز که غم زیاد است / ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است
امروز کسی محرم اسرار کسی نیست / ما تجربه کردیم ، کسی یار کسی نیست . . .
آنجا که توئی ، رهگذری نیست مرا / جز دوری تو غم دیگری نیست مرا
خواهم که به جانبت پرواز کنم / حیف است که هیچ بال و پری نیست مرا
اکثر ما نه به خاطر یافتن فردی کامل ، بلکه به خاطر کامل دیدن یک فرد نا کامل
عاشق میشویم که از پیله تنهائی خود رها شویم
با دل عاشق بد نکن ای آدم نامهربون / سنگدل و بی وفا نشو ، یه دل داری اینم نشون
عشقی که تنها با یک نگاه آغاز میشود ، با شناخت سست و سست تر میشود
ولی عشقی که با شناخت آغاز میشود با هر نگاهی عمیق و عمیق تر میشود . . .
اجراي زنده و سنتي آهنگ ( هواي گريه همايون شجريان ) با صداي علي اصحابي در كنسرت ...
آلبوم جدید و فوق العاده زیبای Hadise به نام Dum Tek Tek با 3 کیفیت متقاوت
توضیح : Hadise پس از آهنگ Dum Tek Tek که چندی پیش شاهد موزیک ویدئوی آهنگش بودیم توانست شهرت خوبی در کشور ترکیه دست یابد . نکته جالب درباره این خواننده این است که اکثر آهنگ های خود را به زبان انگلیسی اجرا می نماید.


كار این سرویس مقایسه بین دو كلمه است. در اصل مقایسه میزان وجود دو كلمه در میان نتایج جستجوی گوگل. با این سرویس میتوانید تمامی كلمات را با هم جستجو كرده و نتیجه را به شكل دقیق و نموداری مشاهده كنید. به عنوان مثال قصد دارید میزان محبوبیت دو هنرپیشه يا دوسايت و.......را بسنجید كافی است از این سرویس استفاده كرده و ببینید كه كدام یك در گوگل دارای نتایج بیشتری هستند.
بروید. پس از لود شدن كامل صفحه ، عبارت
Keyword #1
را پاك كنید و كلمه اولی كه میخواهید مقایسه كنید را وارد كنید و به همین ترتیب به جای
Keyword #2
نیز كلمه دوم را وارد نمایید. اكنون روی دكمه
Make a Fight
كلیك كنید. حالا منتظر بمانید تا پس از نمایش انمیشن گرافیكی ، نتیجه گوگل برای شما آشكار شود
(بر گرفته از وبلاگ ای تی نوشته ها)
كودكی ده ساله كه دست چپش در یك حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یك استاد سپرده شد. پدر كودك اصرار داشت استاد از فرزندش یك قهرمان جودو بسازد استاد پذیرفت و به پدر كودك قول داد كه یك سال بعد می تواند فرزندش را در مقام قهرمانی كل باشگاه ها ببیند.
در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی كودك كار كرد و در عرض این شش ماه حتی یك فن جودو را به او تعلیم نداد. بعد از 6 ماه خبر رسید كه یك ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می شود. استاد به كودك ده ساله فقط یك فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تك فن كار كرد. سر انجام مسابقات انجام شد و كودك توانست در میان اعجاب همگان با آن تك فن همه حریفان خود را شكست دهد!
سه ماه بعد كودك توانست در مسابقات بین باشگاه ها نیز با استفاده از همان تك فن برنده شود و سال بعد نیز در مسابقات كشوری، آن كودك یك دست موفق شد تمام حریفان را زمین بزند و به عنوان قهرمان سراسری كشور انتخاب گردد. وقتی مسابقات به پایان رسید، در راه بازگشت به منزل، كودك از استاد راز پیروزی اش را پرسید. استاد گفت: "دلیل پیروزی تو این بود كه اولاً به همان یك فن به خوبی مسلط بودی، ثانیاً تنها امیدت همان یك فن بود و سوم اینكه راه شناخته شده مقابله با این فن، گرفتن دست چپ حریف بود كه تو چنین دستى نداشتی! یاد بگیر كه در زندگی، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت خود استفاده كنی. راز موفقیت در زندگی، داشتن امكانات نیست، بلكه استفاده از "بی امكانی" به عنوان نقطه قوت است."
در آخرین روزهای تعطیلات، یکی از بزرگترین نمایشگاههای شبکههای بیسیم جهان در لاسوگاس برگزار شد. این نمایشگاه سه روزه که سی.تی.آی.ای وایرلس 2009 نام دارد، هر سال میزبان چهرههای سرشناس و محصولات جدید سازندگان گوشیهای همراه است که هرچند به پای سی.ای.اس و کنگره جهانی موبایل در بارسلونا نمیرسد، اما طرفداران خاص خودش را دارد.
بيشتر مردها 2آرزوي بزرگ دارند، اول داشتن خونه، دوم داشتن ماشين براي فرار از خونه!
ريشه ي تمام نزاعها سه چيزند : زر ، زن ، زمين .
زنهاي زشت هميشه در عشق صميمي هستند.
سريع ترين دوربين جهان اختراع شد . اين دوربين مي تونه از خانوم ها در لحظه اي كه دهانشون بسته است عكس بگيره !
دو چيز هميشه بايد تازه باشند؛ عشق و تخم مرغ !
سه چيز را زود به زود عوض كن؛ زن، عشق و پيراهن زير!
مثل چيني :اگر ميخواهي براي يك روز معذب باشي مهماني كن و اگر مي خواهي براي يك سال معذب باشي پرنده نگاهدار و اگر مي خواهي مادام العمر معذب باشي زن بگير
آهنگ جدید و بسیار زیبای مسعود سعیدی به نام زیبای من (ورژن اصلی) ( با 2 کیفیت )
آهنگ جدید و زیبای مهرشاد به نام لیلی جان ( با 2 کیفیت )

سبزه گره زدن
افسانهً آفرينش در ايران باستان و مسئلهً نخستين بشر و نخستين شاه و دانستن رواياتي دربارهً کيومرث حائز اهميت زيادي است. در اوستا چندين بار از کيومرث سخن به ميان آمده و او را اولين پادشاه و نيز نخستين بشر ناميده است. گفته هاي حمزه اصفهاني در کتاب سني ملوک الارض و انبياء و گفته هاي مسعودي در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بيروني در کتاب آثار الباقيه بر پايهً همان آگاهي است که در منابع پهلوي وجود دارد. مشيه و مشيانه که پسر و دختر دوقلوي کيومرث بودند روز سيزده فروردين براي اولين بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحي شناخته شده نبود آن دو به وسيله گره زدن دو شاخه پايهً ازدواج خود را بنا نهادند. اين مراسم را بويژه دختران و پسران دم بخت انجام ميدادند و امروز هم دختران و پسران براي بستن پيمان زناشويي نيت مي کنند و علف گره مي زنند. اين رسم از زمان کيانيان تقريباً متروک شد ولي در زمان هخامنشيان دوباره شروع شده و تا امروز باقي مانده است. در کتاب مجمل التواريخ چنين آمده " اول مردي که به زمين ظاهر شد پارسيان او را کل شاه گويند. پسر و دختري از او ماند که مشيه و مشيانه نام گرفتند و روز سيزدهً نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هيجده فرزند بوجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بي پادشاه بماند " . چنانکه در بحث جشن نوروز اشاره شد کردهاي ايران و عراق که زرتشت را از خود مي دانند روز سيزدهم فروردين را جزو جشن نوروز به حساب مي آورند.
در کتابهاي تاريخي و ادبي سده هاي گذشته، که رسم ها، آيين جشن هاي نوروزي کهن را ياد و يادداشت کرده اند، چون تجارب الامم، آثار الباقيه، التفهيم، تاريخ بيهقي، مروج الذهب، زين الاخبار و نيز در شعر شاعران به ويژه شاعران دورهً غزنوي که بيشترين توصيف جشن ها را در بر دارد اشاره اي به " سيزده بدر " نمي يابيم. پرسش اينجاست که اگر در کتاب هاي تاريخي و ادبي گذ شته اشاره اي به سيزده بدر و هفت سين نمي يابيم آيا اين رسم ها را بايد پديده اي جديد دانست و يا اين که، رسمي کهن است، و به علت عام و عاميانه بودن در خور توجه نبوده و با معيارهاي مورخان زمان ارزش و اعتبار ثبت و ضبط نداشته است؟ نگارنده حالت دوم را باور دارد. زيرا رسم و آييني که بدين گونه در همه شهرها و روستاهاي ايران همگاني است و در بين همهً قشرهاي اجتماعي عموميت دارد، نمي تواند عمري در حد دو نسل و سه نسل داشته باشد. ديگر اين که مي دانيم کتابهاي تاريخي و شعرهاي شاعران، رويدادها و جشن هاي رسمي را که در حضور شاهان و خاصان دستگاه حکومتي بود، بيان و توصيف مي کرد. ولي سيزده بدر، رسمي خانوادگي و عام و به بياني ديگر پيش پا افتاده و همه پسند ( و نه شاه پسند ) بود. از طرف ديگر، نوشتن رويدادهاي روزي که رفتارها و گفتارهاي خنده دار و غير جدي، براي خود جايي باز کرده، تا " نحسي سيزده " آسانتر " در " برود، توجه مورخ و شاعر را به خود جلب نمي کرد. و شايد " نحس " بودن هم عاملي براي بيان نکردن بود. نحس و ناخوشايند بودن عدد 13 و دوري جستن از آن، در بسياري از کشورها و نزد بسياري از ملت ها، باوري کهن است. مسيحيان هيچ گاه سيزده نفر بر سر يک سفره غذا نمي خورند. در باور تازيان سيزدهمين روز هر ماه ناخوشايند است. ابوريحان بيروني در جدول " روزهاي مختار و مسعود و مکروه " در ايران کهن، روز سيزدهم ماه تير را که ( تير نام دارد ) منحوس ذکر کرده است. سالهاي زيادي فروردين ماه اول تابستان بود. يکي از نويسندگان در خاطره هاي هفتاد ساله اش از باور مردم شهر خود، قزوين، دربارهً سيزده بدر مي نويسد : روز سيزده بدر جايز نبود براي ديد و بازديد، به يک خانه رفت، هم صاحب خانه به فال بد ميگرفت و مي گفت نحوست را به خانه من آوردند و هم رونده، نمي خواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سيزده بايد به صحرا رفت. زيرا آنچه بلا در اين سال بيايد، امروز مقدر و تقسيم مي شود. پس خوب است ما در شهر و خانه خود نباشيم، شايد در تقسيم بلا، فراموش شده و از قلم بيفتيم. شباهتي که بين سيزده بدر و برخي از رسم هاي کاتارها( بازماندگاه مانويان در اروپا، که ترکيبي از انديشه هاي زردشتي، فلسفهً باستان و مسيحيت دارند ) اين پرسش را به ذهن مي رساند که آيا هر دو ريشهً مشترک باستاني ندارند؟ کاتارها در روز عيد " پاک " ( که برخي از سال ها به روز سيزده فروردين نزديک است ) از خانه بيرون آمده و روز را در دامن صحرا و کنار کشتزار مي گذرانند، و براي ناهار با خود تخم مرغ ميبرند. در اين روز پنهان کردن تخم مرغ در گوشه و کنار و پيدا کردن آنها سرگرمي کودکان است. سه شباهت ، يا سه ويژگي مشترک اين دو عبارتند از :
1- آغاز محاسبهً هر دو از آغاز بهار و اعتدال ربيعي است.
2- در روز سيزده و عيد پاک کاتارها به صحرا و دامان طبيعت مي روند.
3- بازي و سرگرمي کودکان با تخم مرغ فقط در روزهاي عيد بهاري رسم است، نه فصلهاي ديگر سال.
شباهت ديگر دروغ هاي روز اول آوريل، با شوخي هاي سيزده بدر است. روز اول آوريل، هر چهار سال يکبار مصادف با روز سيزده فروردين است ( و سه سال با 12 فروردين ). پيشينه و انگيزهً برگزاري سيزده بدر، هر چه باشد، در همهً شهرها و روستاها و عشيره هاي ايران، سيزدهمين روز فروردين، رسمي است که بايد از خانه بيرون آمد و به باغ و کشتزارها رو آورد و به اصطلاح نحسي روز سيزده را بدر کرد. خانواده ها در اين روز به صورت گروهي و گاه چند خانواده با هم غذاي ظهر را آماده کرده و نيز آجيل ها و خوردني هاي سفرهً هفت سين را با خود برداشته، به دامان صحرا و طبيعت مي روند و سبزهً هفت سين را با خود برده و به آب روان مي اندازند. به دامن صحرا رفتن، شوخي و بازي کردن، دويدن، تاب خوردن و در هر حال جدي نبودن، از سرگرمي ها و ويژگي هاي روز سيزده است. گره زدن سبزه، به نيت باز شدن گره دشواري ها و برآورده شدن آرزوها، از جمله بيرون کردن نحسي است. اين باور، معروف است که " سبزه گره زدن " دختران " دم بخت "، شگوني براي ازدواج و همسر يابي، مي باشد. در فرهنگ اساطير براي رسم هاي سيزده بدر، معني هاي تمثيلي آورده : شادي و خنده در اين روز به معني فروريختن انديشه هاي تيره و پليدي، روبوسي نماد آشتي و به منزله تزکيه، خوردن غذا در دشت نشانهً فديه گوسفند بريان، به آب افکندن سبزه هاي تازه رسته - نشانه دادن هديه به ايزد آب يا " ناهيد " و گره زدن سبزه براي باز شدن بخت و تمثيلي براي پيوند زن و مرد براي تسلسل نسلها، رسم مسابقه ها به ويژه اسب دواني - يادآور کشمکش ايزد باران و ديو خشکسالي است.
اين باور همگاني چنان است که اگر خانواده اي نتواند به علتي تمام روز را به باغ و صحرا برود، به ويژه با دگرگوني هاي جامعه شهر امروز در بعد از ظهر، هر قدر هم مختصر، " براي گره زدن سبزه و بيرون کردن نحسي سيزده " به باغ يا گردشگاه عمومي مي رود. با دگرگوني هاي صنعتي، شغلي، بزرگ شدن شهرها، فراواني وسيله هاي آمد و رفت سريع السير، وسيله هاي ارتباط جمعي و ... به ناگزير شهرداري هاي شهرهاي بزرگ، دشواريهاي آمد و رفت را پيش بيني مي کنند. فراواني اتومبيل و ديگر وسيله هاي آمد و رفت موتوري و نيز وسعت خانه سازي ها و شهرسازي ها، باعث شده که خانواده ها، سال به سال راه دورتري را براي " سيزده بدر " پشت سر بگذارند، تا سبزه و کشتزاري بيابند.
ورژن جدید و بسیار زیبای پرنده با صدای مانی رهنما با سه كيفيت متفاوت
آهنگ جدید و فوق العاده احساسی و شنیدنی از مهدی هیبتی و زانیار خسروی به نام آرزوی محال که نسخه جدید آهنگ می باشد و با بالاترین کیفیت + کاور بدون آرم در ادامه و وبسایت رسمی مهدی هیبتی www.mehdiheibati.com می باشد

آهنگ جديد و فوق العاده زيباي نگاه آخر با صداي شادمهر عقيلي
توضيح: اين آهنگ اجرا شده در آخرين كنسرت شادمهر مي باشد به زودي با كيفيت اورجينال در سايت قرار مي گيرد

۱ و ۴. سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
۲. نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند
همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابی
۳ و ۶. برو ای گدای مسکین و دری دگر طلب کن
که هزار بار گفتی و نیامدت جوابی
۵. دل همچو سنگت ای دوست به آب چشم سعدی
عجب است اگر نگردد که بگردد آسیابی
آلبوم «بوی باران»، ابتدا قرار بود با نام «نیزن» منتشر شود؛ بهنام همان تصنیفی که آقای «حسین یوسفزمانی» ساختهاند و استاد شجریان در این آلبوم آن را اجرا کردهاند؛ اما اینگونه نشد...
به هر حال اینگونه نشد و این هدیهی بهاری استاد با عنوان «بوی باران»، دیگر ساختهی یوسفزمانی بر شعری از استاد «فریدون مشیری»، روانهی بازار موسیقی شد. این اثر توسط ارکستر سمفونیک به آهنگسازی و سرپرستی حسن یوسفزمانی اجرا شد و نوازندگان سرشناسی چون استاد «حسن ناهید»، «اردشیر و ارسلان کامکار» در خلق آن سهیم هستند.
بوی باران با پیش درآمد «رقص باد» ساختهی یوسفزمانی بر «چهارگاه» آغاز میشود. پیشدرآمدی که با ترکیب حرکات متنوع سازهای زهی و آرشهپرانیهای ویولن و پاساژهای سنتور فضای کلیای را میسازد که تداعیکنندهی پویایی و شادابی چهارگاه در یک اثر بهاری است. در ادامه نیز با اضافه شدن کمانچه و سؤال و جوابهای پیاپی میان سازها، پیشدرآمد فضایی سرشار از سرکشی بارانهای بهاری را تداعی میکند.
پایان رقص باد اما آغازی است بر مقدمهی آواز شجریان در «مخالف». صدای پیانوی خانم «حریر شریعتزاده» نخستین همراه نغمهی شجریان است. قطعاً با شنیدن نخستین جملات پیانو، خاطرهی نوای شجریان در «جان عشاق» در اصفهان با نوای ابریشمین پیانوی «استاد جواد معروفی» بر غزل حافظ با مطلع «همای اوج سعادت به دام ما افتد | اگر تو را گذری بر مقام ما افتد»، برای علاقهمندان شجریان زنده میشود.
البته خانم شریعت زاده از شاگردان استاد معروفی هستند و قطعاً نشانههایی از سبک نوازندگی معروفی در جواب آوازهای ایشان قابل دریافت است. هرچند در جان عشاق جوابها پیوستهتر، حد میان نتها پوشیدهتر و مجموعهی جوابها لطیفتر است اما از مهارت شریعتزاده نباید گذشت؛ چراکه پیداست هربار با جوابهای دقیق و پر، موجب اعتلای خواننده در جملات بعدی میگردد و پلکانی میشود برای اوج گرفتن آواز خاطرهانگیز شجریان. این خود بزرگترین نشانهی موفقیت شریعتزاده در همراهی با آواز شجریان است.
آواز در مخالف با تحریری کوتاه بر مطلع مثنوی مشیری آغاز میشود:
«بگذار که بر شاخهی این صبح دلاویز | بنشینم و از عشق سرودی بسرایم» و سپس در مخالف ادامه مییابد و در بیت چهارم اوج هنر و دقت شجریان در چگونگی اجرای کلمات و همان ریتم نهفتهی آواز او که از نقش کلمات در شعر جان میگیرد، نمایان میشود.
از دگر سو همین هنرنمایی شجریان با مهارت نوازنده در همراهی تحریرهای شجریان تکامل مییابد. آنجا که استاد کلمهی «پرواز» در انتهای بیت «سیمرغ طلایی پر و بالیست | از لانه برون آمده، دارد سر پرواز» را با تحریرهای کشدار و چکشی بیان میکند تا ناخودآگاه در ذهن شنونده، بالزدنهای ابتدایی سیمرغ افسانهها برای اوجگیری و سپس پرواز با بالهایی فراخ را تداعیگر باشد.
مخالف در بیت «آنجا که سراپای تو، در روشنی صبح | رویای شرابیست که در جام بلور است» به اوج میرسد و با تحریرهای پیاپی و طولانی به مویه میرسد و در بیت بعد در چهارگاه فرود میآید.
بخشهای بعدی آواز بهترتیب در گوشههای زابل، حصار و منصوری و مویه اجرا شده و در پایان به درآمد چهارگاه میرسد.
نوبت به تصنیف «بویباران» میرسد. تصنیفی بر شعر «خوش به حالِ غنچههای نیمه باز» که با حرکات تند آرشهی ویولنها آغاز میشود : بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک...
توصیفات ابتدایی مشیری از بهاران پایان که میگیرد، تصنیف در گام نخست در جملهی «خوش به حال روزگار!» به اوج میرسد.
در میانهی تصنیف نیز شاهد دو نوازی نی و کمانچه هستیم که با همراهی ارکستر ادامه مییابد و شجریان با پسزمینهی صدای همخوان باس ادامه میدهد: «خوش به حال چشمهها و دشتها...»
بخش دوم اثر در آواز «افشاری» از متعلقات دستگاه «شور»، اجرا شده. آغازگر بخش دوم پیشدرآمد افشاری «خاطره» است که باز با حرکات رنگارنگ آرشههای ویولن و همراهی ارکستر و تنبک آغاز میشود. کمانچه و نی نیز همراه می شوند تا پیشدرآمد به روشنی راوی حس افشاری شود و شنوندگان همیشگی شجریان را به یاد «آرام جان» اندازد و «غوغای عشقبازان» را برایشان یادآور گردد.
با اتمام پیشدرآمد افشاری، نوازندگی تار شهرام میرجلالی آغاز میشود. در میانه قطعه نسبتاً بلند ضربی به صورت دونوازی تار و تنبک مقدمهای بر ادامهی ساز و آواز میشود. آواز شجریان بر درآمد افشاری با اجرای بیت «رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن | ترک من خراب شبگرد مبتلا کن» که گفته میشود نخستین بیت از آخرین غزلی است که مولانا ساعاتی پیش از بدرود حیات سروده، آغاز میشود و در ابیات بعد در جامهدران ادامه مییابد و سپس در عراق با تحریری بلند به اوج میرسد:
«خیره کشیست ما را دارد دلی چو خارا | بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کن»
تحریرهای ابتدایی اما در انتهای بیت هم شنیده میشوند و با جوابهای مناسب تار همراه میگردند و باز قطعهی ضربی با دونوازی تار و تنبک عاملی برای ایجاد تنوع در میانهی آواز میشود. با اتمام ضربی، شجریان بیتِ «بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد | ای زرد روی عاشق تو صبر کن، وفا کن» را در گوشهی «حزین» اجرا میکند و در ادامه با اشارتی به جامهدران و تحریرهای ریز بر مصرع «دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد | پس من چگونه گویم که این درد را دوا کن»، آرام آرام به آرامش میرسد و در «رهاب» با اطمینان خاصی میخواند:
«در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم | با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن»
در انتها نیز قطعهی آوازی در مثنوی افشاری بر غزل مولانا با مطلع «ای خدا این وصل را هجران مکن | سرخوشان عشق را نالان مکن» با همنوازی تار پایان بخش آوازهای این اثر است.
پایانبخش اثر تصنیف «نی زن» است؛ ساختهی یوسفزمانی بر شعری از فروغی بسطامی که در میانه با آواز شجریان بر سه بیت از ساقینامهی حافظ با پسزمینهی ضربی و همخوانی اعضای گروه روی جملهی «نی زن، نی با دل خرم زن» از سویی رنگی ویژه میگیرد و از سوی دیگر تواناییهای صدای شجریان را نمایان میکند:
«چنان برکش آواز خنیاگری که ناهید چنگی به رقص آوری»
نوازندگان:
همنوازان آواز:
حریر شریعتزاده پیانو
شهرام میرجلالی تار
گروهنوازان:
اردشیر کامکار کمانچه
سیامک نعمت ناصر تار
شهریار فریوسفی تار
مجید اخشابی سنتور
همایون شجریان تنبک
ویولن:
ارسلان کامکار، ابراهیم لطفی، رضا عالمی ،هادی ارزم، مجتبی میرزاده، مازیار ظهیرالدینی، رامین یوسفزمانی، رسول بهبهانی
آلتو:
رسول بهبهانی، عماد رضایی، پویا یوسفزمانی، لعیا اعتمادی
ویولنسل:
کریم قربانی، مجید اسماعیلی
کنتر باس:
شاهین یوسفزمانی
فلوت:
ناصر رحیمی
معرفی گوشههای آوازی آلبوم بوی باران:
۱. شعر از فریدون مشیری
۱. بگذار که بر شاخهی این صبح دلاویز
بنشینم و از عشق سرودی بسرایم
[مخالف]
۲. آنگاه به صد شوق چو مرغان سبکبال
پرگیرم از این بام و به سوی تو بیایم
[مخالف]
۳. خورشید، از آن دور، از آن قلهی پربرف
آغوش کند باز، همه مهر، همه ناز
[مخالف]
۴. سیمرغ طلایی پر و بالی است که چون من
از لانه برون آمده، دارد سر پرواز
[مخالف]
۵. پرواز به آنجا که نشاط است و امید است
پرواز به انجا که سرود است و سرور است
[مخالف]
۶. آنجا که سراپای تو، در روشنی صبح
رویای شرابیست که در جام بلور است
[مخالف]
۷. آنجا که سحر، گونهی گلگون تو در خهواب
از بوسهی خورشید، چو برگ گل ِ ناز است
[شکسته مویه]
۸. آنجا که من از روزن هر اختر شبگرد
چشمم به تماشا و تمنّای تو باز است
[مخالف فرود]
۹. من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است
راه دل خود را نتوانم که نپویم
[زابل]
۱۰. هر صبح، در آیینهی جادویی خورشید
چون مینگرم، او همه من، من همه اویم!
[زابل]
۱۱. او روشنی و گرمی بازار وجود است
در سینهی من نیز، دلی گرمتر از اوست
[حصار]
۱۲. او یک سر آسوده به بالین ننهاده است
من نیز به سر میدوم اندر طلب دوست
[حصار]
۱۳. ما هر دو، در این صبح طربناک بهاری
از خلوت و خاموشی شب، پا به فراریم
[منصوری]
۱۴. ما هر دو در آغوش پر از مهر طبیعت
با دیدهی جان محو تماشای بهاریم
[منصوری]
۱۵. ما آتش افتاده به نیزار ملالایم
ما عاشق نوریم و سروریم و صفاایم
[مویه]
۱۶. بگذار که سرمست و غزلخوان من و خورشید
بالی بگشاییم و به سوی تو بیاییم
[مویه فرود]
۲. غزل از مولانا – دیوان شمس (کبیر)
۱. رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
ترک من خراب شبگرد مبتلا کن
[درآمد افشاری]
۲. ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن
[جامهدران]
۳. از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت،ترک ره بلا کن
[جامهدران]
۴. ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده
بر آب دیدهی ما صد جای آسیا کن
[جامهدران]
۵. خیره کشیست ما را دارد دلی چو خارا
بکشد کسش نگوید تدبیر خون بها کن
[عراق]
۶. بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد
ای زرد روی عاشق تو صبر کن، وفا کن
[حزین]
۷. دردیست غیر مردن آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم که این درد را دوا کن
[جامهدران]
۸. در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن
[رهاب]
اشعار تصنیفها:
تصنیف «بوی باران»
از حسین یوسفزمانی بر شعر فریدون مشیری
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخههای شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید، برگهای سبز بید، عطر نرگش، رقص باد، نغمهی شوق پرستوهای مست...
نرمنرمک میرسد اینک بهار، خوش به حال روزگار!
خوش به حال چشمهها و دشتها، خوش به حال دانهها و سبزهها، خوش به حال غنچههای نیمه باز، خوش به حال دختر میخک، که میخندد به ناز، خوش به حال جام لبریز از شراب، خوش به حال آفتاب. ای دل من، گرچه در این روزگار
جامهی رنگین نمیپوشی به کام، بادهی رنگین نمینوشی ز جام، نقل و سبزه در میان سفره نیست، جامت از آن مِی که میباید تهی است؛
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم!
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب!
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار.
گر نکوبی شیشهی غم را به سنگ؛
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ!
تصنیف «نی زن»
گر عارف حقبینی؛ چشم از همه بر هم زن
چون دل به یکی دادی؛ آتش به دو عالم زن
هم چشم تماشا را بر روی نکو بگشا
هم دست تمنا را بر گیسوی پر خم زن
هم نکتهیِ وحدت را با شاهد یکتا گو
هم بانگِ اناالحق را بر دار معظم زن
گه تکیه دهی وقتی، بر تخت سلیمان ده
گر پنجه زنی روزی، در پنجهی ِ رستم زن
گر دردی از او بردی، صد خنده به درمان کن
ور زخمی از او خوردی صد طعنه به مرهم زن
چون ساقی ِ رندانی، می با لب خندان خور
چون مطرب مستانی نی با دل خرّم زن
آواز میانی بر قطعهی ضربی بر شعری از حافظ:
مغنی کجایی؟ نوایت کجاست؟
نوای خوش ِ غم زدایت کجاست؟
مغنی از آن پرده نقشی بیار
ببین تا چه گفت از درون پردهدار
چنان برکش آواز خنیاگری
که ناهید چنگی به رقص آوری
دو دوست در بيابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا كردند. يكي به ديگري سيلي زد. دوستي كه صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هيچ حرفي روي شن نوشت: « امروز بهترين دوستم مرا سيلي زد».
آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه اي رسيدند و تصميم گرفتند حمام كنند.
ناگهان دوست سيلي خورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات داد.
او بر روي سنگ نوشت:« امروز بهترين دوستم زندگيم را نجات داد .»
دوستي كه او را سيلي زده و نجات داده بود پرسيد:« چرا وقتي سيلي ات زدم ،بر روي شن و حالا بر روي سنگ نوشتي ؟» دوستش پاسخ داد :«وقتي دوستي تو را ناراحت مي كند بايد آن را بر روي شن بنويسي تا بادهاي بخشش آن را پاك كند. ولي وقتي به تو خوبي مي كند بايد آن را روي سنگ حك كني تا هيچ بادي آن را پاك نكند.»
خواننده: استاد شجريان
غزل سعدي
آهنگ: داريوش پيرنياکان
آلبوم: ياد ايام
سلسله موي دوست حلقه دام بلاست
هر که در اين حلقه نيست فارغ ار اين ماجراست
دل شده ي پايبند گردن جان در کمند
زهره گفتار نه کاين چه سبب وان چراست؟
گر بزنندم به تيغ در نظرش بي دريغ
ديدن او يک نظر صد چو منش خون بهاست
گر برود جان ما در طلب وصل دوست
حيف نباشد که دوست دوست تر از جان ماست
گر بنوازي به لطف ور بگدازي به قهر
حکم تو بر من رواست زجر تو بر من رواست
بعد از آخرين جراحي او از بيمارستان مرخص شد . وقتي براي عزيمت به خانه داشت از خيابان عبور مي کرد ، با يک آمبولانس تصادف کرد و مرد !!! وقتي با فرشته مرگ روبرو شد بهش گفت : من فکر کردم که گفتي 22 سال و اندي بعد مرگ من فرا مي رسه؟ چرا من رو از جلوي آمبولانس نکشيدي کنار؟ چرا من مردم ؟
فرشته پاسخ داد ؛ ببخشيد ، وقتي داشتي از خيابون رد مي شدي نشناختمت .
نتيجه اخلاقي رو خودتون مي دونيد .

آهنگ جدید و بسیار زیبای شهیاد و امراه به نام Ashigh Olurum با 4 کیفیت متفاوت

برای افزودن یاهومیل به عنوان سیستم ایمیل پیش فرض در فایرفاکس 3:
برای افزودن جی میل به عنوان سیستم ایمیل پیش فرض در فایرفاکس 3:
طریقه کار اندکی با روش فوق متفاوت است.
..
پادشاهي مي خواست نخست وزيرش را انتخاب كند. چهار انديشمند بزرگ كشور فراخوانده شدند.
آنان را در اتاقي قرار دادند و پادشاه به آنان گفت كه: «در اتاق به روي شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلي معمولي نيست و با يك جدول رياضي باز خواهد شد، تا زماني كه آن جدول را حل نكنيد نخواهيد توانست قفل را باز كنيد. اگر بتوانيد مسئله را حل كنيد مي توانيد در را باز كنيد و بيرون بياييد».
پادشاه بيرون رفت و در را بست. سه تن از آن چهار مرد بلافاصله شروع به كار كردند. اعدادي روي قفل نوشته شده بود، آنان اعداد را نوشتند و با آن اعداد، شروع به كار كردند.
نفر چهارم فقط در گوشه اي نشسته بود. آن سه نفر فكر كردند كه او ديوانه است. او با چشمان بسته در گوشه اي نشسته بود و كاري نمي كرد. پس از مدتي او برخاست، به طرف در رفت، در را هل داد،
باز شد و بيرون رفت!
و آن سه تن پيوسته مشغول كار بودند. آنان حتي نديدند كه چه اتفاقي افتاد!
كه نفر چهارم از اتاق بيرون رفته.
وقتي پادشاه با اين شخص به اتاق بازگشت، گفت: «كار را بس كنيد. آزمون پايان يافته.
من نخست وزيرم را انتخاب كردم». آنان نتوانستند باور كنند و پرسيدند:
«چه اتفاقي افتاد؟ او كاري نمي كرد، او فقط در گوشه اي نشسته بود. او چگونه توانست
مسئله را حل كند؟» مرد گفت: «مسئله اي در كار نبود. من فقط نشستم و نخستين
سؤال و نكته ي اساسي اين بود كه آيا قفل بسته شده بود يا نه؟ لحظه اي كه اين احساس را كردم فقط در سكوت مراقبه كردم. كاملأ ساكت شدم و به خودم گفتم كه از كجا شروع كنم؟
نخستين چيزي كه هر انسان هوشمندي خواهد پرسيد اين است كه آيا واقعأ مسأله اي وجود دارد، چگونه مي توان آن را حل كرد؟ اگر سعي كني آن را حل كني تا بي نهايت به قهقرا خواهي رفت؛
هرگز از آن بيرون نخواهي رفت. پس من فقط رفتم كه ببينم آيا در، واقعأ قفل است يا نه و ديدم قفل باز است».
پادشاه گفت: «آري، كلك در همين بود. در قفل نبود. قفل باز بود. من منتظر بودم كه يكي از شما پرسش واقعي را بپرسد و شما شروع به حل آن كرديد؛ در همين جا نكته را از دست داديد. اگر تمام عمرتان هم روي آن كار مي كرديد نمي توانستيد آن را حل كنيد.
اين مرد، مي داند كه چگونه در يك موقعيت هشيار باشد. پرسش درست را او مطرح كرد».
این دقیقا مشابه وضعیت بشریت است، چون این در هرگز بسته نبوده است!
خدا همیشه منتظر شماست.انسان مهم ترین سوال را از یاد برده است... و سوال این هست:
"من که هستم...!؟"
کنسرت موسیقی گروه ترنم (پایور)
هشتم فروردین مجموعه فرهنگی هنری فرشچیان- اصفهان ساعت۲۰
مهدی زیدی تارباس
مهدی حقیقی تار
محمدهاشمزاده تار
محمدحسن میرمقتدایی تنبک
سعید قربانی کمانچه
سعید زهیدی کمانچه
مصطفی قادرپناه آواز
کمال الدین فاطمی سنتور
به سرپرستی مسعود رضایی نژاد
در ادامه مطلب تقویت دست چپ لازم میدونم از تمامی دوستانی که در قسمت اول این مقاله نظر دادند و نکاتی رو متذکر شدند تشکر کنم و در این قسمت مقاله سعی میکنم به تمام نکاتی که دوستان خواسته بودند اشاره کنم و امیدوارم مورد توجه قرار بگیره.
نکته مهم دیگه اینه که تمرینها طوری تنظیم شده که برای راست دستها و چپ دستها هیچ تفاوتی نمیکنه.
قبل از هر چیز در نظر شماره 26 مقاله قبلی تقویت دست چپ پویای عزیز به نکته ای اشاره کردند که بسیار مهم هست، در مقاله قبلی بسیار تاکید کردم که تمرینهای دست چپ در صورتی مفید واقع میشن که مضراب رو بتونیم صحیح در دستمون بگیریم. مطمئنم که بسیاری از دوستان سنتور نواز در ابتدای کار با این مشکل مواجه هستند و مضراب رو به بدترین حالت ممکن و اونهم با حرکت انگشتان دست حرکت میدن. به نظرمن اصلا نیاز به تصویر در این مورد نیست ولی از تصویر روبرو استفاده کردم و بصورت تئوری روی اون توضیح میدم و امیدوارم قابل فهم باشه.
- به هیچ عنوان قرار نیست که بند اول انگشت اشاره در حلقه مضراب قرار بگیره! کما اینکه بارها از زبان برخی مدرسین چنین چیزی رو شنیدم! ضمن اینکه قرار هم نیست که مضراب رو دقیقا با سر انگشتها در دست بگیریم. فقط نکته مهم اینه که هر پنج انگشت در گرفتن مضراب سهم داشته باشن و مضراب رو در حد وسط سرانگشتان و اولین بند انگشت بگیریم. هرچند خود من همونطور که در تصویر می بینید بیشتر مضراب رو متمایل به سر انگشتان می گیرم و صد البته این حالت سخت تر هست ولی اگه بتونید انگشتان دستتون رو با ورزش و تمرین قوی نگه دارید و مضراب رو بسیار محکم بین انگشتانتون بگیرید بسیار بسیار قدرت مانورتون رو روی ساز افزایش میده.
- مضراب رو باید در ابتدا اونقدر محکم بین انگشتان دستتون ( تاکید : حین تمرین مضراب) بگیرید که هنگام تمرین تمامی عضلات دستتون درد بگیره مخصوصا عضلاتی که در نرمه کف دست هستند. این قضیه هنگام نوازندگی روی ساز فقط اندکی ملایم تر میشه. که باز هم بسیار شنیدم که مدرسین سنتور به هنرجو میگن مضراب رو شل در دستت بگیر!.
- تمرین اول مضراب گسترش فرم معروف مضرابهای قرینه هست که در شکل زیر میبینید.

البته دیگه به این سادگی نیست بلکه باید در اون حرکت ایجاد کنیم. چه حرکتی؟ به شکل زیر توجه کنید :

در این شکل همون مضراب قرینه 2تایی ،3تایی و... رو میبینید که البته در اون حرکت هم داریم. مثلا در ابتدا دو مضراب راست اولی به خانه های 1و2 و دومضراب چپ بعدی به خانه های 3و4 برخورد کنند من نام این شیوه رو مضراب ضربدری گذاشتم!
فرمهای دیگه رو خودتون پیدا کنید و در قسمت نظرات برای دیگران بنویسید.
- خوب در اینجا کار رو چند پله سخت تر میکنم. چطوری؟ به شکل زیر دقت کنید.

یکم به راست و چپها دقیقتر نگاه کنید! بله درسته گرایلی یادتون میاد. ولی خیلی متفاوت! در موردش توضیح نمیدم ایده هایی که با توجه به شکل قبل و شکل پائین به ذهنتون میرسه در نظرها بیان کنید.

- خوب در آخر چند تمرین مضراب قرینه داریم که پشت سرهم با تکرار و کم کم افزایش سرعت انجامشون بدید. تاکید میکنم کسی که بتونه از عهده این تمرینها به خوبی بر بیاد میتونه تغییرات مثبت شدیدی در نوازنگی خودش حس کنه.... البته اجرای این تمرینها راحت نیست.

در تمرین بالا از سکوت چنگ به بعد قرینه داریم

اگه سرعت تمرین بالا رو زیاد کنیم با ریزهای 4تایی مواجه میشیم.


و ورود مضرابهای جفت که میمونه برای بعد...
ورژن جدید و اصلی آهنگ نیما علامه به نام سخته با 3 کیفیت

زن تلفن را قطع کرد و با عجله به سمت پارکینگ دوید. ماشین را روشن کرد و نزدیکترین داروخانه رفت تا داروهای دختر کوچکش را بگیرد. وقتی از داروخانه بیرون آمد، متوجه شد به خاطر عجلهای که داشت کلید را داخل ماشین جا گذاشته است.
زن پریشان با تلفن همراهش با خانه تماس گرفت. پرستار به او گفت که حال سارا هر لحظه بدتر میشود. او جریان کلید اتومبیل را برای پرستار گفت. پرستار به او گفت که سعی کند با سنجاق سر در اتومبیل را باز کند. زن سریع سنجاق سرش را باز کرد، نگاهی به در انداخت و با ناراحتی گفت: ولی من که بلد نیستم از این استفاده کنم.
هوا داشت تاریک میشد و باران شدت گرفته بود. زن با وجود ناامیدی زانو زد و گفت: خدایا کمکم کن. در همین لحظه مردی ژولیده با لباسهای کهنه به سویش آمد. زن یک لحظه با دیدن قیافهی مرد ترسید و با خودش گفت: خدای بزرگ من از تو کمک خواستم آن وقت این مرد...!
زبان زن از ترس بند آمده بود. مرد به او نزدیک شد و گفت: خانم مشکلی پیش آمده؟
زن جواب داد: بله دخترم خیلی مریض است و من باید هرچه سریعتر به خانه برسم ولی کلید را داخل ماشین جا گذاشهام و نمیتوام درش را باز کنم.
مرد از او پرسید آیا سنجاق سر همراه دارد؟ زن فوراً سنجاق سرش را به او داد و مرد در عرض چند ثانیه در اتومبیل را باز کرد..
زن بار دیگر زانو زد و با صدای بلند گفت: خدایا متشکرم
سپس رو به مرد کرد و گفت: آقا متشکرم، شما مرد شریفی هستید.
مرد سرش را برگرداند و گفت: نه خانم، من مرد شریفی نیستم. من یک دزد اتومبیل بودم و همین امروز از زندان آزاد شدم.
خدا برای زن یک کمک فرستادبود، آن هم یک حرفهای! زن آدرس شرکتش را به مرد داد و از او خواست که فردای آن روز حتماً به دیدنش برود. فردای آن روز وقتی مرد ژولیده وارد دفتر رئیس شد، فکرش را هم نمیکرد که روزی به عنوان رانندهی مخصوص در آن شرکت بزرگ استخدام شود.
توی این داستان سه تا نکته قشنگ وجود داشت. اول از همه اینکه زن وقتی دچار مشکل شد از خدا درخواشت کمک کرد. بهتره در همچین مواقعی که با یک مشکل روبهرو میشیم از خدایی که قدرت غلبه بر هر مشکلی رو داره کمک بگیریم. دوم اینکه از هیچ کمکی برای دیگران دریغ نکنیم. مثل اونه مرد. میتونست به عنوان یک رهگذر با اینکه از عهده کمک به اون زن برمیاومد، به راحتی بیتفاوت عبود کنه و از کمک به اون دریغ کنه. اما به اون کمک کرد. ما هم باید یاد بگیریم اگه کمکی به دیگران از دستمون برمیآد، دریغ نکنیم. اما نکته سوم اینکه در جواب خوبی، تشکر یادمون نره. وقتی خدا به ما یک هدیهای میده یا جواب دعای ما رو، نباید خشک و خالی از کنارش عبور کنیم. حداقل کاری که میشه کرد، یک تشکر سادست. و همینطور جواب خوبی دیگران رو هم بدیم.
زرتشت زمین را دارای 7 بخش میدانست ؛
آرامگاهِ کوروش بزرگ 7 پله دارد؛
از تجزیه نور خورشید 7 رنگ حاصل می شود؛
دوره کودکی 7 سال طول می کشد؛
عجایبِ هفتگانه؛
7 آتشکده زرتشت: آذرنوش، آذرمهر، آذرآبادگان، آذرتشت، آذرخرداد…..؛
7 پله ومرامِ اعتقادی برای رسیدن به عرفان زرتشتی وجود دارند: کلاغ، میهمان، سرباز، شیر، پارسی، خورشید، پیر(پدر)، که شیر وخورشید نمادِ پرچمِ ایرانیان شد.
به روایتِی هفت سین، نشانه هفت دانه گیاهی است که میتوان با آن سبزه نوروز را تهیه کرد: جو، ماش، عدس، ارزن، لوبیا، نخود و ..؛
در زمانهای پارسیانِ کهن، مردم از هر هفت دانه، سبزه می پروراندند - 10 روز قبل از نوروز - و ظروفِ آنرا بر سر درِ خانه های خود میگذاشتند و هر کدام بیشتر و بهتر سبز میشد، نشانه پر ثمریِ آن محصول برای کاشت در آن سال بود- سنت-.
در اصل 7 س، بمعنای هفت سپندان"فرشته" میباشد، که 6 تای آن الگوی 6 ابر فرشته در آیینِ زرتشتی میباشند و هفتمین اهورا مزدا میباشد، که بر آن اساس نامِ ماههای ایرانی نیز انتخاب شده اند:اردیبهشت"سبزه"؛ خرداد"سنجد"؛ امرداد"سرکه= انگور آماده سرکه شدن است"؛ شهریور"سمنو= که از جوانه گندم درست میشود"؛ بهمن"سماق= سماک"؛ اسفند= اسپندار مزد"سیب"؛ اهورامزدا"سیر".وجود چیزهای دیگری که نامشان با سین شروع میشوند - سماور، سکه،…- و یا چیزهایی که با سین شروع نمیشوند- ماهی، آیینه وشمعدان، …. - برای تزئین اشکالی ندارد ولی به هیچ وجه نمیتواند هفت سینِ اصلی را که نشانه هفت سپندار"فرشته" است، جایگزین کند.
در عیسویت آمده که عیسی 7 خوراکِ پسندیده داشت- نمک، سرکه، نان؛ تره، ماهی، روغن، عسل=انگبین-
در انجیلِ یوهنا آمده است که یوهنا 7 روح، 7 خورشید، 7 چهره، 7 گوسفندِ 7 شاخ و 7 سر و7 چشم را همراه با 7 فرشته در خواب دید؛
ادونتیست و بعضی دیگر فرقه های مسیحیت، 7 ژانویه را تولد اصلیِ عیسی میدانند؛
در مسیحیت 7 نوع نیایش، 7 گناه، 7 توبه، 7 اندوه و 7 شادی وجود دارد؛
در اسلام در مراسمِ حج، 7 دور خانه کعبه را می چرخند؛
معلقاتِ سبعه، 7 بتِ اصلی بر سر درِ خانه کعبه بودند؛
قرآن 7 بخش دارد: وعد، وعید، وعض، قصص، امر به معروف، نهی از منکر، ادنیه؛
عضو در سجده در وقتِ نماز بر زمین است؛
برای پاکیزه شدن اشاره به 7 بار آب کشیدن شده؛
اولین سوره قرآن 7 آیه دارد؛
در قرآن 7 بار سلام آمده: سلام به نوح، به ابراهیم، به موسی،
به هارون، به یاسین، به خالدین، به الحی فجر؛
اصحاب کهف 7 تن بودند؛
در بهشت 7 چشمه ونهر و در دوزخ 7 طبقه"عشکوب" است
که آخرینِ آن اسفل السافلین است؛
در قرآن آسمان را دارای 7 طبقه میداند؛ برای مردگان شبِ هفت میگیرند...
سال هاي سال بود كه دو برادر در مزرعه اي که از پدرشان به ارث رسيده بود با هم زندگي ميکردند. يک روز به خاطر يک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند و پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زياد شد ...
كار به جايي رسيد كه از هم جدا شدند. از دست بر قضا يک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتي در را باز کرد، مرد نجـاري را ديد .
نجـار گفت: من چند روزي است که دنبال کار مي گردم، فکرکردم شايد شما کمي خرده کاري در خانه و مزرعه داشته باشيد، آيا امکان دارد که کمکتان کنم؟
برادر بزرگ تر جواب داد : بله، اتفاقاً من يک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسايه در حقيقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و اين نهر آب بين مزرعه ما افتاد. او حتماً اين کار را بخاطر کينه اي که از من به دل دارد، انجام داده است .
سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداري الوار دارم، از تو مي خواهم تا بين مزرعه من و برادرم حصار بکشي تا ديگر او را نبينم.نجار پذيرفت و شروع کرد به اندازه گيري و اره کردن الوار.
برادر بزرگ تر به نجار گفت: من براي خريد به شهر مي روم، آيا وسيله اي نياز داري تا برايت بخرم؟ نجار در حالي که به شدت مشغول کار بود، جواب داد: نه، چيزي لازم ندارم !
هنگام غروب وقتي کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاري در کارنبود. نجار به جاي حصار يک پل روي نهر ساخته بود !!!کشاورز با عصبانيت رو به نجار کرد و گفت: مگر من به تو نگفته بودم برايم حصار بسازي؟
در همين لحظه برادر کوچک تر از راه رسيد و با ديدن پل فکر کرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روي پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او براي کندن نهر معذرت خواست. وقتي برادر بزرگ تر برگشت، نجار را ديد که جعبه ابزارش را روي دوشش گذاشته و در حال رفتن است...
کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزي مهمان او و برادرش باشد.
نجار گفت: دوست دارم بمانم ولي پل هاي زيادي هست که بايد آنها را بسازم....
روزی در یک پارک زنی با یک مرد روی نیمکت نشسته بودند و به کودکانی که در حال بازی بودند نگاه میکردند که در حال بازی بودند.
زن رو به مرد کرد و گفت پسری که لباس ورزشی قرمز دارد و از سرسره بالا میرود پسر من است.
مرد در جواب گفت : چه پسر زیبایی و در ادامه گفت او هم پسر من است و به پسری که تاب بازی میکرد اشاره کرد.
مرد نگاهی به ساعتش انداخت و پسرش را صدا زد: تامی وقت رفتن است.
تامی که دلش نمیآمد از تاب پایین بیاید با خواهش گفت بابا جان فط 5 دقیقه. باشه؟
مرد سرش را تکان داد و قبول کرد. مرد و زن باز به صحبت ادامه دادند. دقایقی گذشت و پدر دوباره فرزندش را صدا زد: تامی دیر میشود برویم. ولی تامی باز خواهش کرد 5 دقیقه این دفعه قول میدهم.
مرد لبخند زد و باز قبول کرد. زن رو به مرد کرد و گفت: شما آدم خونسردی هستید ولی فکر نمیکنید پسرتان با این کارها لوس بشود؟
مرد جواب داد دو سال پیش یک راننده مست پسر بزرگم را در حال دوچرخهسواری زیر گرفت و کشت. من هیچگاه برای سام وقت کافی نگذاشته بودم. و همیشه به خاطر این موضوع غصه میخورم. ولی حالا تصمیم گرفتم این اشتباه را در مورد تامی تکرار نکنم. تامی فکر میکند که 5 دقیقه بیشتر برای بازی کردن وقت دارد ولی حقیقت آن است که من 5 دقیقه بیشتر وقت میدهم تا بازی کردن و شادی او را ببینم. 5 دقیقهای که دیگر هرگز نمیتوانم بودن در کنار سامِ از دست رفتهام را تجربه کنم.
بعضی وقتها آدم قدر داشتهها رو خیلی دیر متوجه میشه. 5 دقیقه، 10 دقیقه، و حتی یک روز در کنار عزیزان و خانواده، میتونه به خاطرهای فراموش نشدنی تبدیل بشه. ما گاهی آنقدر خودمون رو درگیر مسائل روزمره میکنیم که واقعاً وقت، انرژی، فکر و حتی حوصله برای خانواده و عزیزانمون نداریم. روزها و لحظاتی رو که ممکنه دیگه امکان بازگردوندنش رو نداریم. این مسئله در میان جوانترها زیاد به چشم میخوره. ضرر نمیکنید اگر برای یک روز شده دست مادر و پدرتون رو بگیرید و به تفریح ببرید. یک روز در کنار خانواده، یک وعده غذا خوردن در طبیعت، خوردن چای که روی آتیش درست شده باشه و هزار و یک کار لذت بخش دیگه.
قدر عزیزانتون رو بدونید. این روزها که به ایام عید نزدیکه و میتونید توی تعطیلات عید کمی هم در کنار خانوادههاتون وقت بگذرونید. همیشه میشه دوست پیدا کرد و با اونها خوش گذروند، اما همیشه نعمت بزرگ یعنی پدر و مادر و خواهر و برادر در کنار ما نیست. ممکنه روزی سایه عزیزانمون توی زندگی ما نباشه.
آهنگ جدید و بسیار زیبایی از حمید عسکری به نام فکر میکنی عاشقتم ( با 2 کیفیت)


آهنگ جديد و بسيار زيباي ياسر محمودي با نام كي مثل من با سه كيفيت متفاوت

آهنگ جديد و بسيار زيباي شكيلا با نام نوروز با سه كيفيت متفاوت | Exclusive |

تيتراژ جديد و بسيار زيباي سريال عيد امسال با صداي مهران زاهدي و امير حسين مدرس با 2 كيفيت
