موجیم و وصل ما، از خود بریدن است
|
موجیم و وصل ما، از خود بریدن است ساحل بهانهای است، رفتن رسیدن است تا شعله در سریم، پروانه اخگریم شمعیم و اشك ما، در خود چكیدن است ما مرغ بی پریم، از فوج دیگریم پرواز بال ما، در خون تپیدن است پر می كشیم و بال، بر پردهی خیال اعجاز ذوقها، در پر كشیدن است یا هیچ نیستیم، جز سایه ای ز خویش آیین آینه، خود را ندیدن است گفتی مرا بخوان، خواندیم و خامشى پاسخ همین تو را، تنها شنیدن است بی درد و بی غم است، چیدن رسیده را خامیم و درد ما، از كال چیدن است قیصر امین پور |
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر ۱۳۸۸ ساعت 13:29 توسط M2
|
سلام به همه من (M2) دانشجوی رشته حسابداری هستم خوشحال می شم به وبلاگم سر می زنید و نظر میدین.