بیا کز دوریت مژگان به چشم سوزن است امشب

نفس در سینه ام چون خار در پیراهن است امشب 

سر پیوند دارد با گسستن رشته ی جانم 

جهان بر دیده من همچو چشم روزن است امشب 

عجب دارم که پیوند حیاتم نگسلد از هم

که پیچ و تاب زلفش در ، رگ جان من است امشب