موفق ترین گروه موسیقی ازنظر بنده (گروه شمس)
گروه شمس از جمله گروه های موفق موسیقی ایرانی و فولکور است. موسس گروه شمس ، کیخسرو پورناظری بود که با وجود فراز و نشیب های گوناگون ، هنوز هم این گروه را پا برجای نگه داشته است و با سپردن گروه بدست جوانان ، روح تازه ای در کالبد گروه شمس ، دمید. آثار ایرانی و فولکور مختلف و دلنشین اجرا شده توسط گروه شمس ، این گروه را به یکی از گروه های ناب موفق موسیقی تبدیل کرده است. از جمله ی این آثار، حیرانی ، صدای سخن عشق، مطرب مهتاب رو (با صدای شهرام ناظری) ، سیوی سور ، مستان سلامت می کنند (با صدای بیژن کامکار) ، و ... و کنسرت های متعدد در داخل و خارج از ایران می باشد.
استفاده از خلاقیت گروهی ، تنظیم زیبا ، استفاده از ظرایف مهجور موسیقی ، اعتماد و تکیه شدید بر قدرت نوازندگی اعضا ، و ابتکارات بدیع از جمله خصایص موسیقایی گروه شمس است.
چند سالی است که کیخسرو پورناظری ، این اعتماد و تکیه بر خلاقیت اعضای گروه ، را با آوردن اعضای جوان و پرتوان ، به بیشترین میزان خود رسانیده است. او با قبول این ریسک ، توانسته است در جلب مخاطب جوان و خلاقیت های نو ، گامی موثر بردارد.

یکی از آخرین آثار منتشر شده ی گروه شمس ، اثری است با نام "پنهان چو دل" ، با صدای هنرمند توانا و خوش صدا ، حمیدرضا نوربخش. آهنگسازی این اثر از کیخسرو پورناظری ، تهمورس پورناظری و سهراب پورناظری است.
در این اثر ، گروه شمس ، برای ایجاد فضای نو و بدور از تکرار (ی که این روزها گریبان بسیاری از آهنگسازان موسیقی ایرانی را گرفته است) ، با استفاده از سازهای ایرانی در کنار ساز های ملی و محلی ، و با تکیه بر مشخص بودن صدای سازهای ایرانی ، دست به کار زیبایی زده است ، و به عقیده ی بنده ، در این کار بسیار موفق بوده است. این همان کاری است که مرحوم وزیری در زمان حیات خویش انجام داد (اما به نوعی دیگر) و همان کاری است ، که در برخی از آثار جدید علیرضا افتخاری هم دیده می شود (استفاده از سازهای غربی ای که تا بحال در موسیقی ایرانی مرسوم نبوده اند و ایجاد فضاهای جدید آوازی با تکیه بر فواصل دستگاهی موسیقی ایرانی). برای سندیت لزوم این امر هم ، رجوع می نمایم به گفته ی استاد حسین علیزاده ، که فرموده اند، در شرایط بخصوصی که تاثیر گذاری لازم ، بدون استفاده ی ظاهری از موسیقی غربی ، برای حفظ میراث فرهنگی این مرز و بوم ، غیر ممکن باشد، استفاده از ظواهر موسیقی غربی ، برای حفظ موسیقی اصیل ایرانی ، بلامانع است.
البته در این میان ، گروه شمس ، برای ایجاد این فضا ، موفق تر از علیرضا افتخاری بوده است. زیرا ظاهر بخصوص سازهای ایرانی را کاملا حفظ کرده است و از سازهای غیر ایرانی برای زیر صدای سازهای ایرانی استفاده کرده است.
نوازندگان گروه شمس در این اثر عبارتند از: کیخسرو پورناظری (تار و سه تار) ، حمیدرضا نوربخش (آواز) ، تهمورس پورناظری (تار ، بمتار ، سه تار ، بربت) ، سهراب پورناظری (کمانچه ، سه تار ، بندیر، ضرب زورخانه) ، حمیدرضا تقوی (سنتور) ، حسین رضایی نیا (دف) ، شهاب پارنج (تنبک ، دمام ، کوزه ، مالاکاس) ، کاوه گرایلی (سه تار) ، ندا خاکی (باران ، جرس) ، روبین واسی (واتر درام) ، ارسلان کامکار (ویلن ، ویولا) ، بردیا کیارس (ویلن) ، عماد نکویی (ویلن ، ویولا) ، کریم قربانی (ویلنسل) ، علیرضا خورشیدفر (کنترباس) ، محمدرضا عقیلی (هورن ، مثلث ، طبل باس ، تیمپانی) ، سحر ابراهیم (قانون) ، جمشید عندلیبی (نی) ، مجید اخشابی (سنتور).

پنج قطعه ی آغازین این اثر ، در مایه ی دشتی اجرا شده اند و شش قطعه ی بعدی در همایون و به اصفهان منتهی می شوند.
اولین قطعه ، تصنیف "مگذار و مگذر" است، در مایه ی دشتی و با آهنگ و تنظیم کیخسرو پورناظری. شعر این تصنیف از یدالله عاطفی است که در نگاه اول، غزل "مرا با سوز جان بگذار و بگذر" مرحوم حمید مصدق را تداعی می کند. چه ،این غزل مرحوم حمید مصدق، قبلا در آلبومی به نام "دیار مهر" با صدای فرشاد جمالی و با آهنگ تهمورس پورناظری اجرا شده بود.
"مگذار و مگذر" با گفتگوی کوتاه کمانچه و تار و تصاویری مینیاتوری از سنتور آغاز می شود. چنانچه این سه ساز سازهای شاخص این تصنیف هستند. کمانچه ی سهراب پورناظری فضای این دشتی را بسیار سوزناک و ملتمسانه ساخته است. التماس تداعی شده با صدای کمانچه، در هر بار اجرای قافیه و ردیف "...مرا مگذار و مگذر" ، از فضاسازی های زیبای این تصنیف است. صدای نوربخش در این اثر متفاوت است از آنچه تا بحال از او شنیده ایم. نوربخش، این اثر را با توجه فراوان به رعایت حس در آواز اجرا کرده است، چیزی که تا بحال در کارنامه ی وی مشهود نبود. این حرکت رو به رشد تلقین شعر با احساس ، در آواز نوربخش، حرکتی است قابل تقدیر. یقینا اگر نوربخش این روال را در کارهای بعدی خویش نیز، حفظ کند ، صدایش به مراتب تاثیر گذارتر خواهد شد. البته حمیدرضا نوربخش هنوز جوان است و راه ترقی برای او باز است، به شرطی که بتواند خود را از زیر سایه ی سنگین استاد خود ، محمدرضا شجریان ، کنار بکشد و با توجه به آموخته های خود و تلفیق سبک های مختلف و همچنین اجرای حسی اشعار، به سبک خاص خود دست پیدا کند. کما اینکه از یکی از شاگردان حمیدرضا نوربخش شنیدم که ، نوربخش علاقه ی خاصی به سبک علیرضا افتخاری در اجرای حسی آواز دارد و اگر همین امر، بتواند او را در القای حس در اشعار یاری کند ، این حرکت رو به رشد او به نتیجه خواهد رسید. (اما متاسفانه در اثر بعدی منتشر شده از نوربخش به نام "آسمان"، توجه زیادی به القای حس نشده است و فضای چهارگاه این اثر،بدون توجه به شعرو با اوج گرفتن های زیاد از حد صدای نوربخش، تا حدی گوش خراش شده است.)
در هر صورت حمیدرضا نوربخش ، در اجرای آواز آلبوم "پنهان چو دل" بسیار موفق ظاهر شده است.

قطعه ی بعدی، گروه نوازی همراه با آواز است به نام "هیهای دل" با غزلی از حضرت مولانا و آهنگسازی تهمورس پورناظری. در این بخش نوربخش با اشاراتی به دیلمان و اوج دشتی این غزل را اجرا می کند. با اتمام گروه نوازی، نوربخش بدون همنوازی به اجرای ادامه ی غزل می پردازد که در خاتمه، این قطعه به قطعه ی بعدی (تکنوازی سه تار) پیوند خورده و این تکنوازی هم در آمدی می شود بر قطعه آوازی به نام "نقش آفرین" ، که نوربخش این قطعه آواز را در درآمد دشتی اجرا کرده است. در وهله ی اول، صدای نوربخش در این آواز، بسیار بم، پیر و عجیب بگوش میرسد. اما اگر کمی به شعر آواز توجه شود ، دلیل زیبای این حس غریب در صدای نوربخش پدیدار می شود: "من آن نقش آفرین ، نقاش پیرم..." با شعری از پرتو کرمانشاهی.
بلافاصله ، قطعه ی بعدی ، تصنیف "صورتگر" ، نام دارد. با آهنگ و تنظیم کیخسرو پورناظری و غزلی از حضرت مولانا. گنجاندن این تصنیف بعد از آواز "نقش آفرین" به زیبایی این اثر افزوده است. تغییر ریتم های زیبا و متبحرانه ی نوربخش، در اجرای این تصنیف ، بسیار استادانه و با دقت فراوان صورت گرفته است که در خور توجه است. همچنین استفاده از صدای باران هم در تنظیم این اثر از نکات جالب و شنیدنی این تصنیف است.
با شروع تصنیف "آفتاب" به همایون وارد می شویم. آهنگ و تنظیم تهمورس پورناظری و شعر حسین ولایت و علیرضا شهاب ، صدای نوربخش را در این اثر همراهی می کنند. آرپرژ های سنتور در هنگام اجرای بیت "نگر ای سپهر گردون چه کنی دل مرا خون ، نفسی ز عمر مانده چو حباب روی آبی" تصویری خواب آلود و خمارآلود مناسبی با شعر ایجاد کرده است که نباید احساس زیبای نوربخش را در تکمیل این تصویر و فضا نادیده بگیریم. ملودی این تصنیف ، ناخودآگاه حس ناامیدی و شکوه ای را ،که در شعر هم مشاهده می شود، منتقل می سازد.
با مقدمه ی کوتاه به نام "همایونتار" به تصنیف "همه تو" با آهنگ و تنظیم تهمورس پورناظری می رسیم. تصنیفی ریتمیک بر غزلی عارفانه از مرحوم حسین منزوی ، که بوی غزلیات مولانا می دهد.
با تکنوازی کمانچه به استقبال آواز اصفهان بر روی رباعی ای از ابوسعید ابوالخیر می رویم. تار ، سنتور و بربت ، آوای نوربخش را در این آواز همراهی می کنند. نوربخش این رباعی را در جامه دران اجرا می کند. با این آواز به اوج این آلبوم یعنی تصنیف "پنهان چو دل" می رسیم. تصنیف با آرشه ای های بم ، سپس ورود سریع تیمپانی و هورن و سنتور ، شروع می شود. سپس با سکوتی کوتاه صدای آب و باران، ادامه ی کار را به دست مضراب های سریع سه تار می سپارد که با سوال و جواب کمانچه نیز همراه می شود. همه چیز به سرعت انجام می گیرد تا حتی لحظه ای یکنواختی در کار دیده نشود. سپس از ریتم تصنیف کاسته شده و گروه دوباره کمرنگ شده و کمانچه پررنگ می شود. اما لحظه ای می گذرد که کمانچه ی سهراب پور ناظری دوباره فضا را ریتمیک کرده و به سوال و جواب با گروه می پردازد تا جایی که کلام آغاز می شود. این شاهکار زیبا از ساخته های مشترک تهمورس پورناظری و سهراب پورناظری است. بر وری غزل معروف "ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم" از حضرت مولانا. همه چیز دست در دست هم داده اند تا نوربخش هم جلوه ای از توانایی های خاص خود را به نمایش بگذارد.
این اثر از جمله آلبوم های موسیقایی تولید شده است که قبل از انتشار ، کنسرت آن اجرا شده بود. اما با این حال ، آلبوم "پنهان چو دل" یک اثر استدیویی است و در ضبط این اثر از افکت های زیبای استریویی نیز استفاده شده است. گویا پورناظری ها به شنونده های اثر اهمیت زیادی می دهند که این کار را با وجود ضبط زنده ی کنسرت ، دوباره با ضبط استدیویی انتشار داده اند.
در کل، نقاط برجسته و زیبایی های ناب "پنهان چودل" ، این اثر را به یکی از برجسته ترین آثار موسیقایی ایران تبدیل کرده است که با گذشت زمان ، تاثیرات و برجستگی های این اثر خود را نمایان خواهند کرد.
سلام به همه من (M2) دانشجوی رشته حسابداری هستم خوشحال می شم به وبلاگم سر می زنید و نظر میدین.