جوك واس ام اس سري جديد
کردان با مدرک دکتراي آکسفوردش رفت! علي دايي هم که رفت! يوزارسيف هم که تموم شد! اگه احمدي نژاد راي نياره ميخواين به اس ام اس هاي کي بخنديد؟! (ستاد انتخاباتي دکتر محمود احمدي نژاد)
رفتم گلستان که با عشق برات يه دامن گل بچينم, ديدم شلوار پامه!!!
يه روز يه مگسه داشته دور سر يه ترکه وز وز ميکرده!
ترکه بهش ميگه: تو رو جون هر کي دوست داري برو يه جاي ديگه! باز فردا برامون جوک در مي آرن ها!!
بچه ترکه، يه آخوند ميبينه، بهش ميگه: يعني واقعاً اينقدر سرت درد ميکنه!؟
به يه ترکه ميگن: بابا يه کاري بکن، ننه ات از بالاي پشب بوم با سر افتاد روي ماشين همسايه اتون!!
ترکه ميگه: ولش کن بابا، حق شه. من ده دفعه به اين همسايهه گفته بودم، بغل خونه ما پارک نکن!!!
به يک ترکه دوتا انگشت نشون ميدن، ميگن: اين چند تاست؟
ميگه: کدوم يکي!؟
به يارو مي گن چقدر شما زشتين؟
يارو ميگه: موقعي كه كوچيك بودم تو بيمارستان منو عوض كردن!!!
يارو توي جبهه بيسيم چي بوده ، زنگ ميزنه ميگه: آقا 5 تا عراقي دستگير كردم بيايد ببريد، ميگن چرا خودت نمياري؟
ميگه : نه شما بيايد، اينا نمي ذارن كه من بيام !!!
يک كلاغ تو آسمون تخم ميزاره ولي تخمش نميافته پايين، اگه گفتي چرا؟ ( نرو پايين اول فکر کن!)
.
.
.
.
.
.
.
فکر کن تنبل
.
.
.
.
چون شورت پاش بوده.
زن: عزيزم! يادته روز خواستگاري وقتي ازت پرسيدم چرا مي خواي با من ازدواج کني، چي گفتي؟
شوهر: آره، خوب يادمه، گفتم: مي خواهم يک نفر را در زندگي خوشبخت کنم.
زن: خوب، پس چي شد؟
شوهر: خوب، خوشبخت کردم ديگه.
زن: کيو خوشبخت کردي؟
شوهر: همون بيچاره اي رو که ممکن بود با تو ازدواج کنه!
اولي: امان از دست اين زنها! زنم تمام دارائي ام را برداشت و رفت.
دومي: خوش به حالت! زن من تمام دارائي ام رو برداشت و نرفت!
ترکه مي ره عيادت يکي از دوستانش، وقتي مي خواد بره به اقوام دوستش که اونجا بودن، ميگه: اين دفعه مثل دفعه قبل نکنيد، که مريضتون مُرد و منو خبر نکرديدها!
دو تا دروغگو داشتن از کنار يک کوه رد مي شدن يکي به ديگري گفت: اون مورچه را مي بيني که بالاي اون کوهه؟ اون يکي هم گفت: کدوم يکي را مي گي؟ اون يکي را گه چشمش بازه يا اون يکي که چشاش بسته است؟
از ترکه مي پرسند: مي دوني چرا غواص ها به پشت مي پرن تو آب؟ مي گه: چون اگه به جلو بپرن مي افتن تو قايق!
از ترکه مي پرسن چه جوري بستني کيم مي خوري؟ مي گه مي ذارمش لاي نون، سيخشو مي کشم بيرون!
مي دوني مزاياي مجرد بودن چيه؟
از هر طرف تخت که عشقت بکشه مي توني بياي پايين!
يه روز سه تا ديوونه رو مي اندازن تو يه اتاق دو تاشون مى رقصن، يکيشون هم ميگه:
سبز - آبى - قرمز
ازش مي پرسن چرا اين جورى مي گى؟ ميگه من رقص نورم!
ترکه با خدا قهر مي کنه، صبح که از خونش مياد بيرون ميگه: به اميد بعضي ها!
تركه مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم..... پياده خيلي راهه
معتاده پيغام گير مي خره رو پيغامگيره مي ذاره: هشتم........ولي خشتم !
عشق يعني کوچک کردن دنيا به اندازه يک نفر يا بزرگ کردن يک نفر به اندازه دنيا : آدم عزيزانشو فراموش نميکنه بلکه به نديدنشون عادت ميکنه.....تقديم به کسي که عادت به نديدنش مثل فراموش کردنش غيرممکنه
نخ شمع از شمع پرسيد : چرا وقتي من ميسوزم تو آب ميشي..؟شمع جواب داد مگه ميشه كسي كه تو قلبمه بسوزه و من اشك نريزم
ترکه ادعاي پيغمبري ميکنه , ميگن خب کتابت کو ؟ ميگه حالا فعلاً جزوه بنويسين
ترکه مي ره تماشاي رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش مي پرسن چه طور بود؟ ميگه آدماي خيلي خوبي بودن. ديدن من خوابم، رو نوک انگشت راه مي رفتن
“پيرزنى در کوپه قطار نشسته بود و مردى روبروى او بود که دائماً آدامس مىجويد. پيرزن رو کرد به مرد و گفت: شما خيلى لطف داريد که مىخواهيد با من حرف بزنيد تا حوصلهمان سر نرود، ولى متأسفانه من کاملاً کر هستم.
“گلاب به روتون يارو ميره دستشويي، بادگلو ميزنه، ميگه اههههههه، باز برعکس نشستم!”
“رشتيه و آبادانيه رو داشتن اعدام ميگردن رشتيه مثل بيد ميلرزيد . آبادانيه با خونسرديه تمام نگاهي کرد به رشتيه و گفت: کا مگه بار اولته !!!!!!”
“فارسه خسته شد بسكه جك تركي گفت. رفت تو محله تركها يه كاري بكنه كه براي فارسها جك بسازن. رفت كنار يه تير برق و تق تق زد بهش. تركه اومد گفت چي كار ميكني. گفت اينجا خونه دوستمه ميخوام بدونم هست يا نه. تركه نگاهي به بالا كرد و گفت آره هست. چراغشون روشنه”
“لره زن ژاپني ميگيره، پنج دقيقه يه بار بهش ميگه خوابت مياد برو بخواب!”
از شرکت پگاه مزاحمتون مي شم . عکستون که روي پاکته قديمي شده .
.
.
.
لطفاَ چند قطعه عکس جديد بفرستيد .
يا وجيها عند ا.. .... عش مني اي واا.. .... دوست دارم به واا.. .......نوکرتم به مولا
رفتم گلستان که با عشق برات يه دامن گل بچينم, ديدم شلوار پامه!!!
يه روز يه مگسه داشته دور سر يه ترکه وز وز ميکرده!
ترکه بهش ميگه: تو رو جون هر کي دوست داري برو يه جاي ديگه! باز فردا برامون جوک در مي آرن ها!!
بچه ترکه، يه آخوند ميبينه، بهش ميگه: يعني واقعاً اينقدر سرت درد ميکنه!؟
به يه ترکه ميگن: بابا يه کاري بکن، ننه ات از بالاي پشب بوم با سر افتاد روي ماشين همسايه اتون!!
ترکه ميگه: ولش کن بابا، حق شه. من ده دفعه به اين همسايهه گفته بودم، بغل خونه ما پارک نکن!!!
به يک ترکه دوتا انگشت نشون ميدن، ميگن: اين چند تاست؟
ميگه: کدوم يکي!؟
به يارو مي گن چقدر شما زشتين؟
يارو ميگه: موقعي كه كوچيك بودم تو بيمارستان منو عوض كردن!!!
يارو توي جبهه بيسيم چي بوده ، زنگ ميزنه ميگه: آقا 5 تا عراقي دستگير كردم بيايد ببريد، ميگن چرا خودت نمياري؟
ميگه : نه شما بيايد، اينا نمي ذارن كه من بيام !!!
يک كلاغ تو آسمون تخم ميزاره ولي تخمش نميافته پايين، اگه گفتي چرا؟ ( نرو پايين اول فکر کن!)
.
.
.
.
.
.
.
فکر کن تنبل
.
.
.
.
چون شورت پاش بوده.
زن: عزيزم! يادته روز خواستگاري وقتي ازت پرسيدم چرا مي خواي با من ازدواج کني، چي گفتي؟
شوهر: آره، خوب يادمه، گفتم: مي خواهم يک نفر را در زندگي خوشبخت کنم.
زن: خوب، پس چي شد؟
شوهر: خوب، خوشبخت کردم ديگه.
زن: کيو خوشبخت کردي؟
شوهر: همون بيچاره اي رو که ممکن بود با تو ازدواج کنه!
اولي: امان از دست اين زنها! زنم تمام دارائي ام را برداشت و رفت.
دومي: خوش به حالت! زن من تمام دارائي ام رو برداشت و نرفت!
ترکه مي ره عيادت يکي از دوستانش، وقتي مي خواد بره به اقوام دوستش که اونجا بودن، ميگه: اين دفعه مثل دفعه قبل نکنيد، که مريضتون مُرد و منو خبر نکرديدها!
دو تا دروغگو داشتن از کنار يک کوه رد مي شدن يکي به ديگري گفت: اون مورچه را مي بيني که بالاي اون کوهه؟ اون يکي هم گفت: کدوم يکي را مي گي؟ اون يکي را گه چشمش بازه يا اون يکي که چشاش بسته است؟
از ترکه مي پرسند: مي دوني چرا غواص ها به پشت مي پرن تو آب؟ مي گه: چون اگه به جلو بپرن مي افتن تو قايق!
از ترکه مي پرسن چه جوري بستني کيم مي خوري؟ مي گه مي ذارمش لاي نون، سيخشو مي کشم بيرون!
مي دوني مزاياي مجرد بودن چيه؟
از هر طرف تخت که عشقت بکشه مي توني بياي پايين!
يه روز سه تا ديوونه رو مي اندازن تو يه اتاق دو تاشون مى رقصن، يکيشون هم ميگه:
سبز - آبى - قرمز
ازش مي پرسن چرا اين جورى مي گى؟ ميگه من رقص نورم!
ترکه با خدا قهر مي کنه، صبح که از خونش مياد بيرون ميگه: به اميد بعضي ها!
تركه مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم..... پياده خيلي راهه
معتاده پيغام گير مي خره رو پيغامگيره مي ذاره: هشتم........ولي خشتم !
عشق يعني کوچک کردن دنيا به اندازه يک نفر يا بزرگ کردن يک نفر به اندازه دنيا : آدم عزيزانشو فراموش نميکنه بلکه به نديدنشون عادت ميکنه.....تقديم به کسي که عادت به نديدنش مثل فراموش کردنش غيرممکنه
نخ شمع از شمع پرسيد : چرا وقتي من ميسوزم تو آب ميشي..؟شمع جواب داد مگه ميشه كسي كه تو قلبمه بسوزه و من اشك نريزم
ترکه ادعاي پيغمبري ميکنه , ميگن خب کتابت کو ؟ ميگه حالا فعلاً جزوه بنويسين
ترکه مي ره تماشاي رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش مي پرسن چه طور بود؟ ميگه آدماي خيلي خوبي بودن. ديدن من خوابم، رو نوک انگشت راه مي رفتن
“پيرزنى در کوپه قطار نشسته بود و مردى روبروى او بود که دائماً آدامس مىجويد. پيرزن رو کرد به مرد و گفت: شما خيلى لطف داريد که مىخواهيد با من حرف بزنيد تا حوصلهمان سر نرود، ولى متأسفانه من کاملاً کر هستم.
“گلاب به روتون يارو ميره دستشويي، بادگلو ميزنه، ميگه اههههههه، باز برعکس نشستم!”
“رشتيه و آبادانيه رو داشتن اعدام ميگردن رشتيه مثل بيد ميلرزيد . آبادانيه با خونسرديه تمام نگاهي کرد به رشتيه و گفت: کا مگه بار اولته !!!!!!”
“فارسه خسته شد بسكه جك تركي گفت. رفت تو محله تركها يه كاري بكنه كه براي فارسها جك بسازن. رفت كنار يه تير برق و تق تق زد بهش. تركه اومد گفت چي كار ميكني. گفت اينجا خونه دوستمه ميخوام بدونم هست يا نه. تركه نگاهي به بالا كرد و گفت آره هست. چراغشون روشنه”
“لره زن ژاپني ميگيره، پنج دقيقه يه بار بهش ميگه خوابت مياد برو بخواب!”
از شرکت پگاه مزاحمتون مي شم . عکستون که روي پاکته قديمي شده .
.
.
.
لطفاَ چند قطعه عکس جديد بفرستيد .
يا وجيها عند ا.. .... عش مني اي واا.. .... دوست دارم به واا.. .......نوکرتم به مولا
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 15:47 توسط M2
|
سلام به همه من (M2) دانشجوی رشته حسابداری هستم خوشحال می شم به وبلاگم سر می زنید و نظر میدین.