شعر عشقولانه
روزي ز لــــُـپ يـــار ربـــودم بــــوســــي
گفـــت: هــم بـــي ادبــي هم لوســـي
گفتم که گناهم چيست کردم بوسي؟
گفتا : لب و ول کردي و لپ مي بوسي؟
در جواني غصه خوردم هيچ کس يادم نکرد
در قفس ماندم ولي صياد آزادم نکرد
آتش عشقت چنان از زندگي سيرم بکرد
آرزوي مرگ کردم مرگ هم يادم نکرد.
سيه چشمي به كار عشق استاد
به من درس محبت ياد مي داد
مرا از ياد برد آخر، ولي من
به جز او عالمي را بردم از ياد
عمري با غم عشقت نشستم
به تو پيوستم واز خود گسستم
وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود
تو را ديدم. پرستيدم . شکستم
عشق يعني حسرتي دريك نگاه
عشق يعني غربتي بي انتها
عشق يعني مرگ اما بي صدا
روزگاريست در اين کوچه گرفتار توام
باخبر باش که در حسرت ديدار توام
گفته بودي که طبيب دل هر بيماري
پس طبيب دل من باش که بيمار توام
مرا ديوانه مي خواهي ز خود بيگانه مي خواهي
مرا دل باخته چون مجنون، ز من افسانه مي خواهي
شدم بيگانه با هستي ز خود بي خودتر از مستي
نگاهم کن نگاهم کن، شدم هر آنچه مي خواستي
بکش دل را شهامت کن، مرا از غصه راحت کن
شدم انگشت نماي خلق، مرا تو درس عبرت کن
بکن حرف مرا باور،نيابي از من عاشق تر
نمي ترسم من از اقرار، گذشت آب از سرم ديگر
راز دل با كس نگفتم چون ندارم محرمي
هر كه را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم!
راز دل با آب گفتم تا نگويد با كسي!
عاقبت ورد زبان ماهي دريا شدم . . .
چه کنم دست خودم نيست که يادت نکنم
خواستي گل نشوي تا به تو عادت نکنم ...
کس نمي داند ز من جز اندکي ...
وز هزاران جرم و بد فعلي يکي ...
من همي آن دانم و ستار من ...
جرمها و زشتي کردار من ...
هر چه کردم جمله ناکرده گرفت...
طاعت ناورده آورده گرفت ...
نام من در نامه ي پاکان نوشت ...
دوزخي بودم ببخشيدم بهشت ...
عفو کرد آن جملگي جرم و گناه...
شد سفيد آن نامه و روي سياه ...
آه کردم چون رسن شد آه من ...
گشت آويزان رسن در چاه من...
آن رسن بگرفتم و بيرون شدم ...
شاد و زفت و فربه و گلگون شدم ...
در بن چاهي همي بودم نگون ...
در دو عالم هم نمي گنجم کنون ...
آفرين ها بر تو بادا اي خدا !!
ناگهان کردي مرا از غم جدا !!
گر سر هر موي من گردد زبان..
شکر هاي تو نيايد در بيان
گفـــت: هــم بـــي ادبــي هم لوســـي
گفتم که گناهم چيست کردم بوسي؟
گفتا : لب و ول کردي و لپ مي بوسي؟
در جواني غصه خوردم هيچ کس يادم نکرد
در قفس ماندم ولي صياد آزادم نکرد
آتش عشقت چنان از زندگي سيرم بکرد
آرزوي مرگ کردم مرگ هم يادم نکرد.
سيه چشمي به كار عشق استاد
به من درس محبت ياد مي داد
مرا از ياد برد آخر، ولي من
به جز او عالمي را بردم از ياد
عمري با غم عشقت نشستم
به تو پيوستم واز خود گسستم
وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود
تو را ديدم. پرستيدم . شکستم
عشق يعني حسرتي دريك نگاه
عشق يعني غربتي بي انتها
عشق يعني مرگ اما بي صدا
روزگاريست در اين کوچه گرفتار توام
باخبر باش که در حسرت ديدار توام
گفته بودي که طبيب دل هر بيماري
پس طبيب دل من باش که بيمار توام
مرا ديوانه مي خواهي ز خود بيگانه مي خواهي
مرا دل باخته چون مجنون، ز من افسانه مي خواهي
شدم بيگانه با هستي ز خود بي خودتر از مستي
نگاهم کن نگاهم کن، شدم هر آنچه مي خواستي
بکش دل را شهامت کن، مرا از غصه راحت کن
شدم انگشت نماي خلق، مرا تو درس عبرت کن
بکن حرف مرا باور،نيابي از من عاشق تر
نمي ترسم من از اقرار، گذشت آب از سرم ديگر
راز دل با كس نگفتم چون ندارم محرمي
هر كه را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم!
راز دل با آب گفتم تا نگويد با كسي!
عاقبت ورد زبان ماهي دريا شدم . . .
چه کنم دست خودم نيست که يادت نکنم
خواستي گل نشوي تا به تو عادت نکنم ...
کس نمي داند ز من جز اندکي ...
وز هزاران جرم و بد فعلي يکي ...
من همي آن دانم و ستار من ...
جرمها و زشتي کردار من ...
هر چه کردم جمله ناکرده گرفت...
طاعت ناورده آورده گرفت ...
نام من در نامه ي پاکان نوشت ...
دوزخي بودم ببخشيدم بهشت ...
عفو کرد آن جملگي جرم و گناه...
شد سفيد آن نامه و روي سياه ...
آه کردم چون رسن شد آه من ...
گشت آويزان رسن در چاه من...
آن رسن بگرفتم و بيرون شدم ...
شاد و زفت و فربه و گلگون شدم ...
در بن چاهي همي بودم نگون ...
در دو عالم هم نمي گنجم کنون ...
آفرين ها بر تو بادا اي خدا !!
ناگهان کردي مرا از غم جدا !!
گر سر هر موي من گردد زبان..
شکر هاي تو نيايد در بيان
______*#######*
____*##########*
__*##############
__################
_##################_________*####*
__##################_____*##########
__##################___*#############
___#################*_###############*
____#################################*
______###############################
_______#############################
________###########################
__________########################
___________*#####################
____________*##################
_____________*###############
_______________#############
________________##########
________________=#######*
_________________######
__________________####
__________________###
___________________#
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 14:41 توسط M2
|
سلام به همه من (M2) دانشجوی رشته حسابداری هستم خوشحال می شم به وبلاگم سر می زنید و نظر میدین.