عشق ....
عشق....
عشق تفسیر حوادث در دل است
عشق را تحلیل کردن مشکل است
عشق می میراند و جان میدهد
میکشد ما را و تاوان میدهد
مهربانی عشق کمرنگ خوشیست
مهربانی مثل آهنگ خوشیست
کاش گاهی قلب ما از سنگ بود
کاش قدری عشق هم کم رنگ بود
مهربانی آب می پاشد به خون
عشق ما را میخراشد از درون
مهربانی گل فراهم میکند
عشق خنجر را مجسم میکند
مهربانی عشق بی بال و پریست
عشق بال پرش بالاتری است
مهربانی سهم انسان است و بس
عشق کار قهرمانان است و بس
مهربانی بره ای در کاجهاست
مهربانی یاس تابستانی است
مهربانی یاس میمالد به تن
عشق پر پر میشود چون نسترن
مهربانیها سکونت میکنند
عشقها با خود سکونت میکنند
مهربانی مثل عادت میشود
عشق هم آخر شهادت میشود
مهربانی محض معصومیتست
عشق اما عین مظلومیت است
عشق عادت کرده آزارش کنند
عشق می آید که بردارش کنند
عشق را باید چرا تعزیر کرد
عشق را باید ز نو تفسیر کرد
عشق ویرانیست آبادش کنیم
عشق زندانیست آزادش کنیم
سلام به همه من (M2) دانشجوی رشته حسابداری هستم خوشحال می شم به وبلاگم سر می زنید و نظر میدین.