تپه آنـو
تپه آنو از چهار لایه تشکیل شده است: آنو I، آنو II، آنو III و آنو IV. لایه آنو I به کهنترین زمان استقراری آنو، یعنی به نیمههای هزاره پنجم تا اوایل هزاره چهارم پیش از میلاد تعلق دارد. از این دوره بناهای خشتی، ابزار سنگی بزرگ برای کشاورزی، اشیای آرایشی مسین، ابزار مسی قالبریزی شده، آوندهای سفالین دستساز، درفش، کارد و تعداد بسیار زیادی دوکهای سفالین مخروطیشکل بدست آمده است.
فرهنگ آنو I همچنین به لحاظ آوندهای سفالین دستساز پر نقشونگار (که وجه تمایز آن با بخشهای شرقی ترکمنستان جنوبی است) شهرت دارد. این سفالینهها که دامنهای از رنگ قرمز تا قرمز متمایل به سبز را در بر میگیرد، با نگارههایی به دو رنگ قهوهای و سیاه آذین شدهاند. این نوع از سفال، ابتدا در آنو I و متعاقب آن در تپه حصار دامغان (حصار I) آغاز شد و در ناحیههای مرکزی ایران به عنوان وجه مشخصه سفالهای تپه سیلک کاشان (سیلک I و II) در آمد.
بنا به پارهای نظریهها (غفوروف، ص 71 و 72) فراروند دگرسانی جامعه زنسالار به جامعه مردسالار در حدود هزارههای چهارم تا سوم پیش از میلاد در تپه آنو به وقوع پیوسته است.
آنو III به عصر مفرغ و به هزاره سوم تا دوم پیش از میلاد تعلق دارد. در این دوره سفالگری دستی به تدریج از میان رفته و سفال چرخساز جای آنرا میگیرد. ابزار مسی و مفرغی همچون داس، کماکان ساخته میشدهاند. فرهنگ این دوره را مجموعه جالب توجهی از ارابهها و پیکرکهای زیبای سفالین از زنان، مردان و حیوانات گوناگون غنی میسازد.
دیرینگی آنو IV به سدههای دهم تا چهارم پیش از میلاد و به عصر آهن میرسد.
استقرارگاههای دامنه کوپت (کوپت داغ) و به ویژه آنو، همچنان به عنوان یکی از مهمترین کانونهای مهاجرت مردمان و گسترش فرایندهای فرهنگی در نیمه نخست هزاره دوم پیش از میلاد (4000 تا 3500 سال پیش) شناخته میشوند: مهاجرت به مرو و بلخ و گسترش ویژگیهای سفالگری آنو در آن سرزمینها و نفوذ فرهنگ آنو به نواحی پیرامون رودهای سرخان دریا، وخش و کافرنهان در جنوب تاجیکستان و ازبکستان امروزی، و همچنین مهاجرت به ناحیههای شمال خاوری و به ویژه زمان بابا در نزدیکی بخارا، نمونههایی از اینگونه گسترش انسانی و فرهنگی است.
در حالی که مسکن مردمان در تپه آنو I تنها عبارت از یک اتاق و حریم روستا فاقد دیوار دفاعی بوده و حتی ابزار و ادوات جنگی نیز در آن دیده نشده است، اما بعدها و در آنو II هر واحد مسکونی از چند اتاق تشکیل میشده و بقایای دیوار دفاعی روستا نیز مشاهده شده است.
با اینکه در اواخر هزاره سوم تا میانههای هزاره دوم پیش از میلاد، بسیاری از تپهها و سکونتگاههای ایرانزمین بر اثر خشکسالی و خشونتهای ناشی از آن در معرض ویرانی و سوختگی قرار گرفتهاند؛ اما تپه جنوبی آنو از جمله معدود محوطههایی بوده که روند زندگی مردمان (بجز دورهای کوتاه در حدود سدههای نخستین هزاره دوم پیش از میلاد) در آنجا دوام یافته است.
تپه آنو، مانند دیگر استقرارگاههای دامنه شمالی کوپت داغ، از خاستگاههای اقوام و فرهنگ و باورهای ایرانی بوده و به گمان نگارنده، مضامین بخشهای فراوانی از اوستا (همچو آبان یشت) در دوران متأخر آن سرزمین شکل گرفته است.
سلام به همه من (M2) دانشجوی رشته حسابداری هستم خوشحال می شم به وبلاگم سر می زنید و نظر میدین.